تتمّه در ذكر بعضى روايات شريفه كه در فضل اين سوره مباركه وارد شده است‌
منها ما رُوِىَ عَنِ النَّبىّ -صلى اللَّه عليه و آله- أَنّهُ قالَ لِجابِر بْنِ عبدِ اللَّه الانَصارى- رَضِىَ اللَّه عَنْهُ: «يا جابِرُ، أَ لا اعَلِّمُكَ أَفْضَلَ سُورَةٍ أَنْزَلَها اللَّه فى كِتابِهِ»؟ فَقالَ لَهُ جابِرٌ: «بَلى، بِابِى أَنْتَ و امّى يا رَسُولَ اللَّه، عَلِّمْنيها». قالَ:
فَعَلَّمَهُ «الْحَمْدَ» امَّ الْكِتابِ. ثُمّ قال: «يا جابِرُ، أَ لا اخْبِرُكَ عَنْها»؟ قال: «بَلى، بِابى أَنْتَ و امّى يا رسول اللَّه، اخْبِرْنى». قال: «هِىَ شِفاءٌ مِنْ كُلِّ داءٍ الَّا السّام». (۱)
و ابن عباس از حضرت رسول نقل نموده كه «از براى هر چيزى اساسى است؛ و اساس قرآن «فاتحه» است، و اساس «فاتحه»، بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم است». (۲)
و از آن حضرت منقول است كه «فاتحة الكتاب شفاى هر دردى است». (۳)
و از حضرت صادق -عليه السلام- روايت است كه كسى را كه الحمد للَّه شفا ندهد، چيز ديگر نمى‌دهد. (۴)
و از حضرت امير المؤمنين -عليه السلام- منقول است كه رسول خدا

(۱)-  از پيامبر -صلى اللَّه عليه و آله- روايت شده كه به جابر بن عبد اللَّه انصارى فرمود: «اى جابر، آيا برترين سوره‌اى را كه خدا در كتابش نازل فرموده به تو بياموزم؟» جابر عرض كرد: «آرى، پدرم و مادرم فداى تو باد اى رسول خدا، آن را به من بياموز.» پس رسول اللَّه سوره «حمد»، ام الكتاب را به او تعليم داد و فرمود:« اى جابر، آيا آگاهت نسازم از اين سوره؟» عرض كرد: «چرا، پدر و مادرم فداى تو باد يا رسول اللَّه؛ از آن مرا با خبر ساز.» فرمود: «آن شفاى هر دردى است جز مرگ»؛ تفسير عياشى؛ ج ۱: تفسير سوره حمد؛ ص ۳۴، ح ۹؛ تفسير البرهان؛ ج ۱، ص ۴۲؛ تفسير مجمع البيان؛ ج ۱، ص ۱۷- ۱۸.
(۲)- مجمع البيان؛ ج ۱، ص ۱۷.
(۳)- تفسير عياشى؛ ج ۱، ص ۳۴، ح ۹؛ مجمع البيان؛ ج ۱، ص ۱۷-۱۸.
(۴)- سَمِعْتُ أبا عَبْدِ اللَّه (ع) يَقُولُ: مَنْ لَمْ تَبْرأهُ الْحَمْدُ لَمْ يَبْرَأْهُ الشَيْ‏ءُ؛ تفسير عياشى؛ ج ۱، ص ۳۵، ح ۱۰؛ بحار الأنوار؛ ج ۸۹، ص ۲۳۷، ح ۳۴؛ تفسير نور الثقلين؛ ج ۱، ص ۴، ح ۷.