خاموش کرده‌اند. در عین حال روزی که ببینند اسلام در معرض خطر است، تا حد امکان کوشش می‌کنند؛ اگر با نشر مطالب شد، با گفتگو شد، با فرستادن اشخاص شد فَبِها؛ و اگر نشد، ناچار هستند قیام و اقدام کنند.
اینها کسانی هستند که در عین حال که علاقه به اتحاد و وحدت تمام طوایف مسلمین دارند، لکن تا آن حدی می‌توانند تأمل کنند که استقلال مملکت را در خطر نبینند به یک چیزهایی که ممکن است خود دولتها هم وارد و متوجه نباشند. اینجا شرع تکلیف معیّن فرموده است؛ چیزی نیست که علمابتوانند ازخودشان بگویند؛ قیام، قیام قرآنی و دینی بود.
منت خداوند بر دولت و شاه
[به‌] بنده، در شبی که بنا بود فردای آن در مسجد سید عزیزالله، برای تنبّه دولتها دعا کنند، اطلاع دادند دولت بنا دارد مقاومت کند. ما دیدیم علما در اینجا تکلیف دیگری دارند؛ من تصمیم آخر را ضمن ابتهال (1) به خداوند متعال گرفتم و به هیچ کس هم نگفتم و لکن خداوند بر دولت و شاه و ملت منت گذاشت. اگر خدای نکرده جسارتی به علمای تهران شده بود، من یک تصمیم خطرناکی گرفته بودم؛ اما دولت، بعد از نیمه شب متوجه شد نمی‌شود با قوای مردم مقاومت کرد؛ در همان نیمه شب، از علمای بزرگ تهران کاغذ گرفت که این غائله خاموش شود؛ تا اینکه صبح برای علمای قم هم تلگراف زد و ما در منزل آقای شریعتمداری بودیم. تلگرافْ خوب است و لکن خوفی بود که برای حیله باشد؛ تا اینکه دیروز مذاکرات زیاد بین اینجا و تهران شد، تا در جراید نوشتند و لکن مقدمات حرفهای ایشان تمام نیست.
قانونی نبودن قوانین خلاف قرآن
راجع به قانون شهرداری که ایشان (2) مدعی است گذشته، نگذشته است و اعتراضی هم شده است. (3) قیاس انجمنهای ایالتی و ولایتی هم به قانون شهرداریها که «مشابه‌