ملاحظه فرمودند یک حکومت جائر می‌خواهد حکومت کند، قیامْ وظیفه الهی بود و عمل فرمودند. همین طور ائمه معصومین قیام کردند ولو با عده کم، تا کشته شدند و اقامه فرائض نمودند؛ و هر کدام می‌دیدند قیام صلاح نیست، در خانه می‌نشستند و ترویج [دین‌] می‌کردند. این شیوه‌ای بود که از اول اسلام بوده است.
اقدام میرزای بزرگ
همیشه علما و زعمای اسلام ملت را نصیحت به حفظ آرامش می‌کردند. خیلی از زمان «میرزای بزرگ»، مرحوم «حاج میرزا محمد حسن شیرازی» (1) نگذشته است؛ ایشان با اینکه یک عقل بزرگ متفکر بود و در سامره اقامت داشت، در عین حالی که نظرشان آرامش و اصلاح بود، لکن وقتی ملاحظه کردند برای کیان اسلام خطر پیش آمده است و شاه جائر آن روز می‌خواهد [به‌] وسیله کمپانی خارجی، اسلام را از بین ببرد، این پیرمرد که در یک شهر کوچک نشسته و سیصد نفر طلبه بیشتر دورش نبود، ناچار شد سلطان مستبد را نصیحت کند. مکتوبات او هم محفوظ است. آن سلطان گوش نمی‌داد و با تعبیرات سوء و بی‌ادبی به مقام شامخ عالم بزرگ رو به رو شد تا آنجایی که آن عالم بزرگ مجبور شد یک کلمه بگوید که استقلال برگردد.
استقلال عراق، مرهون فتوای میرزای مجاهد
مرحوم «میرزا محمدتقی شیرازی» (2) بعد از اینکه دیدند عراق در معرض خطر است - که اگر ایشان نبود از بین رفته بود - یک کلمه فرمودند، عرب پشتیبانی کردند؛ مطلب را برگردانید.
تمام ممالک اسلامی مرهون این طایفه هستند. اینهایند که تا به حال استقلال ممالک اسلامی را حفظ کرده‌اند. این ذخایر هستند که همیشه با نصایح خود، مردم سرکش را