هم از تدابیر حکیمانه او نباشد تا تلمیذ تکامل یابد ... ولی‌ای هجر سوزان اندکی نرمتر! وای آتش جدایی اندکی آرامتر! که این دل افسرده را تحمل اینهمه رنج نباشد ...
ای خدایی که دل از توست، مهر از توست، هستی از توست، دل ما را از محبت خود و دوستانت پر کن، الهی، قدمی ده که به سوی تو آییم و راهی نمای که به تو رسیم.
اکنون که راز بدینجا می‌رسد و حرارت دل تسکین می‌یابد باز عقل هی می‌زند که این صحبتها رسم ادب نیست! آری همیشه این بنده چنین بودم و خجالت مانع تماسهای کم می‌شده آن وقت متمرکز می‌شده و به صورت شقشقه‌ای سرزده می‌شده و یا عنوان پررویی به خود می‌گرفته و یا متلون المزاج می‌کرده است. ولی باز در نظر می‌آید عنوانی که در کتاب قضا عنوان شده که بر لایق قضاوت واجب است خود را به حضور حاکم معرفی نماید و عقل استحسانی می‌گوید: ارادتمند تام و مقلد کامل هم باید خود را در مقام امتثال و حضور انجام اوامر مولوی به معرض تعرفه در آورد، ولی اینها همه بهانه است.
اینجا از محضر آن پدر روحانی تقاضا دارد که در صورت امکان جواب مسائل ذیل را مرحمت فرمایند که مورد لزوم است. 3 رمضان 83- قم، مدرسه خان، محمد علی گرامی قمی‌]
بسمه تعالی
عواطف برادران ایمانی و خصوصاً مخصوصین آنها بارگرانی است که به دوش من بسیار سنگینی می‌کند، باشد که خداوند متعال مقدر فرموده باشد که با عواطف غیبیه خود به صورت حاضر از آن سنگینی کاهش دهد. رحمتهایی که در ظاهر، نقمت بروز می‌کند از رحمتهای ظاهره شاید لطیفتر و به عواطف نزدیکتر باشد. از خداوند تعالی توفیق علم و عمل صالح برای همه خواستار است.