دانشگاه اسلامی آقایان!
می‌خواهند آقایان - خنده دارد واقعاً این حرفها - می‌خواهند آقایان دانشگاه اسلامی تأسیس کنند؛ شنیده‌ام چندین میلیون هم بودجه برایش درست کرده‌اند؛ شما اگر برای اسلام دلسوز هستید، خوب این دانشگاه ما، اوناها، آنجاست؛ چرا خرابش می‌کنید؟ اگر شما واقعاً متوجه شدید که اسلام لازم است بودنش، احکام اسلام باید باقی باشد، علمای اسلام باید باقی باشند، ما به خیر شما هیچ امیدی نداریم بابا، شرّ نرسانید. بگذارید ما برای شما خدمت کنیم؛ بگذارید. ما یک شاهی بودجه این مملکت را بحمدالله، صرف نمی‌کنیم. ما با این بیچارگی و با این شما، هرکس می‌خواهد برود [ببیند]، خوب این طلاب علوم دینیه اسلام، بروید مکانشان را ببینید؛ بروید زندگی قبل الغارت را ببینید؛ بعد از غارت هم بروید زندگی‌شان را [ببینید]. چه چیز اینها می‌خواستند ببرند؟ و الّا به درد آنها نمی‌خورد که این گلیم کهنه؛ اینها می‌خواستند اذیت کنند؛ و الّا یک گلیم کهنه و یک سماور شکسته حلبی به درد اینها می‌خورد؟ خوب بروید ببینید آقا این - ما که مخفی چیزی نداریم - این مدارس ما، همه موجود؛ این منازل ما هم همه موجود؛ بیایید ببینید دیگر. اگر شما دیدید که تمام بودجه‌ای که این ملت اسلام، این ملت فقیر، با تمام اخلاص می‌آید به ما می‌دهد برای حفظ اساس احکام اسلام، اگر شما دیدید که تمام بودجه سال ما به قدر یک مهمانی، یک مهمانی که یک نفر از خارج وارد می‌شود و دولتها مهمانش می‌کنند، اگر به قدر یک مهمانی آنها، تمام بودجه سال ما بود، بگویید: تف بر شما مرتجعین.
روحانیت، خواهان صلاح ملت و مملکت
ما می‌گوییم بودجه مملکت را بابا اینقدر خرج نکنید؛ اینقدر مهمانی می‌کنید چه کنید؟ این ارتجاع است که ما می‌گوییم که شما آقا باشید؛ اینقدر دست پیش مردم دراز نکنید؛ اینقدر خرج نکنید تا دست دراز کنید؛ خرجهای بیجا. یک سازمانهای عریض و طویل درست کرده‌اند. شما به احکام اسلام اعتقاد پیدا کنید، ما همه جزو سازمان شما؛