متدین است و متأسف است بر اوضاع. نوشته است که مع الأسف اینجا، محصلین اینجا، دانشجویان اینجا می‌گویند که ما هر چه بدبختی داریم از اسلام است. ای دانشجوهای بیچاره! اسلامی که به شما معرفی از رادیو بشود که اسلام نیست؛ اسلامی که از روزنامه‌ها شما خواندید که اسلام نیست. آن اسلامی که به شما معرفی شده است یک چیزی است عقب افتاده؛ یک مطلبی است که هیچ مسلمانی زیر بار آن نمی‌رود؛ آن را من هم قبول ندارم، آن را سایر روحانیون هم قبول ندارند. اینکه اسلام نیست؛ به ما هم که مجال نمی‌دهند که اسلام را معرفی کنیم. آقا در این مملکت تلویزیون آزاد و دست یک اسرائیلی [است‌]. او هر چه می‌خواهد بگوید؛ رادیو هم تبلیغاتش، برنامه‌اش را خودشان درست می‌کنند و چه می‌کنند؛ نه این مملکت، در ممالک اسلامی. حالا من بحثم در ممالک اسلامی است - می‌آیم سراغ مملکت خودمان - این حالا بحث در ممالک اسلامی است.
تهمت کهنه پرستی به اسلام
دست استعمار در ممالک اسلامی یکی از فعالیتها را که می‌کند این است که اسلام را به یک حقیقت عقب افتاده کهنه شده معرفی کند. سران قوم می‌گویند کهنه پرستی است؛ ارتجاع است. اسلام را معرفی اینطور می‌کنند. آقا! یک دستگاه فرستنده به ما بدهید تا ما پشت آن دستگاه فرستنده مبلّغینمان بروند اسلام را معرفی کنند به دنیا. صدای ما که به دنیا نمی‌رسد؛ صدای ما از این مسجد که بیرون نمی‌رود؛ این حرفهایی که همه‌اش منطقی است، قاچاق است! از اینجا که این آقایان بیرون بروند معلوم نیست کدامشان را خواهند گرفت، کدامشان را خواهند سلامت گذاشت. این ضبط صوتها معلوم نیست کجا ضبط بشود. اینکه دیگر به کسی حرف زدن نیست؛ اینکه راجع به مصالح اسلام و مسلمین است؛ اینکه دیگر دعوای با شخص نیست، با همه است. این دعوا نیست؛ این نصیحت است؛ این خیرخواهی است؛ خدا می‌داند خیر شما را ما می‌خواهیم. خوب به ما هم یک دستگاه فرستنده بدهید؛ اجازه بدهید مسلمینْ خودشان یک دستگاه فرستنده درست‌