آنها با حیله ایشان را شکست دادند، مع ذلک چون مکتب محفوظ بود، شکست نخورد؛ بلکه پیروز شد در آخر، الآن پیروزی او معلوم است. همه ملتهای اسلامی به او توجه دارند. و معاویه قبلاً اگر بعض از برادرهای اهل سنت ما نمی‌خواستند راجع به معاویه مثلاً چیزی بگویند، لکن حالا دیگر معلوم نیست اینطور باشد. معاویه دیگر اینقدر رسوا شده است که مسلمین دیگر او را قبول ندارند. پس در عین حالی که در جنگ صفین، امیرالمؤمنین بالاخره شکست خورد، لکن پیروز شد؛ برای اینکه مکتب محفوظ بود. و معاویه هم ماهیتش معلوم شد برای آن اشخاصی که نمی‌دانستند، ماهیتش معلوم شد، منکشف شد. و همین طور حضرت سیدالشهداء - سلام الله علیه - خوب، در کربلا تشریف آوردند، و جنگ بین یک عده کم با گروه‌های زیاد که به قتل ایشان و اسارت اهل بیت ایشان، و به شکست منتهی شد؛ لکن در عین حال یزید را شکست داد. این یزید در دنیا مفتضح شد، به طوری که دیگر نشد باقی بماند، برای اینکه مکتب محفوظ بود. مکتب، مکتب توحیدی و اسلامی بود، و اسلام محفوظ بود، از این جهت شکستی نبود.
شکست واقعی، شکست اسلام
الآن ما در یک وضعی واقع هستیم که سر دو راهی ما واقع شده ایم که ممکن است که خدای نخواسته ما در مکتبمان شکست بخوریم. اگر فرض بکنید که ما در این مبارزه‌ای که ملت ما با محمدرضا، بلکه با همه کشورهایی که با او همراه بودند، در این مبارزه ما فرض کنیم که خدای نخواسته ملت ما شکست خورده بود، این یک شکستی بود که دنبالش باز پیروزی بود. و اگر هم شکست خورده بودیم، به نظر من خیلی غصه نداشت؛ برای اینکه ما مکتبمان محفوظ بود، و با محفوظ بودن مکتب بالاخره حق بر باطل غلبه می‌کند. اما ما الآن سر یک دوراهی واقع شده ایم که ممکن است با دست ما اسلام آن چهره زیبایی که دارد، در پیش کشورهای خارجی یا دشمنهای داخلی، آن چهره‌اش به طور دیگری نمایش پیدا بکند، که مکتب ما شکست بخورد. آنهایی که ما همیشه می‌گفتیم مکاتبشان انحرافی است، و اسلام است که می‌تواند یک مکتبی داشته باشد که‌