بسازد جمعیتها را، و گروهها و ملتها را بسازد و اسلام مکتب انسان ساز است، انسانها را از قوه به فعلیت می‌آورد، این حرفها را ما می‌زدیم و می‌زنیم، خوف این است که اگر چنانچه در اعمال ما یک نحوی مشاهده بشود که برخلاف آنی است که ما ادعا می‌کنیم، دشمنهای ما پای ما حساب نکنند، پای اسلام حساب کنند بگویند پاسدارهای اسلامی، ملّاهای اسلام، نظامی اسلامی، اینطور عمل می‌کنند. پی بهانه هستند آنها که یک خلاف ببینند و آن خلاف را عَلَم کنند، با اضافاتی صد چندان؛ و به خیال خودشان ما را معرفی کنند در جوامع به اینکه جمهوری اسلامی که اینها می‌گفتند اینطور بود که الآن مردم از گرفتاری آن رژیم سابق خلاص شده‌اند و به گرفتاری این رژیم افتاده‌اند. الآن دارند این حرفها را می‌زنند، در عین حالی که بهانه‌هایشان کم است.
انقلاب ایران، انقلاب سفید
در عین حالی که در این انقلابی که ملت ایران کرد از همه انقلابهای دنیا آرامتر و سفید بود. یک انقلاب «سفید» باید اسمش را گذاشت؛ نه مثل انقلاب محمدرضا؛ یعنی آنقدری که ما از دست دادیم چند صد مقابل آن به دست آوردیم؛ لکن نه آنی که می‌خواهیم. آنی که می‌خواهیم باز به دستمان نیامده است. آنی که به دست آوردیم این است که موانع را از سر راه به طور عمده برداشتیم. یک مقداری هم هست.
عمل خلاف مسئولین
لکن چنانچه ما امروز یک کاری بکنیم که گفته بشود که آن وقت رژیم سلطنتی بود و این کارها را می‌کرد، حالا هم که جمهوری اسلامی است و اسلام است و دم از قرآن می‌زنند و دم از اسلام می‌زنند و دم از ایمان می‌زنند، حالا هم همان است. منتها لفظش فرق کرده است؛ معنا همان معناست. الفاظ تغییر کرده است، به جای رژیم سلطنتی رژیم جمهوری گفته شده است، لکن عمل همان عمل است و برنامه همان برنامه. این یک مسئولیت بزرگی است گردن من و آقا، گردن آقا و شماها هم هست، و گردن همه ملت. یعنی هرکس الآن در پوشش جمهوری اسلامی هست این مسئولیت را دارد. مسئولیت،