می‌شد، صدا می‌کردند که «الصَّلوةُ بالجَماعَة»، اجتماع می‌کردند؛ آن گرفتاری را طرح می‌کردند، این صحبتها را می‌کردند. مسجد، مرکز اجتماع سیاسی است. و از این یک قدری وسعتش زیادتر، می‌شود نماز جمعه. در هر هفته همه مجتمع بشوند در یک جایی، به حسب اختلافات: این شهر کوچکی است، به اندازه وسعت خودش. یک شهر بزرگی است مثل تهران، به این ترتیبی که هست، این یک اجتماع بزرگتر در هر هفته. آن اجتماع کوچکها در هر روز چند دفعه؛ این یک اجتماع بزرگ در هر هفته یک دفعه؛ با خطبه‌ها و با روشنگریها که باید خطیب، یک آدم روشن روشنگر باشد و مردم را به وظایف سیاسی خودشان، به وظایف اجتماعی خودشان، به وظایف فرهنگی خودشان آشنا بکند. و اجتماعات در هر سال یک دفعه، یا برای دو تا عید، دو اجتماع بزرگ، باز، و یک اجتماع همگانی برای همه مسلمین. اشخاصی که می‌توانند به مکه بروند، کسانی که مستطیع هستند، به طور الزام که باید در این مجتمع شرکت کنند. و آن مجتمع هم یک مجتمع سیاسی است. که باید اشخاصی که از اطراف می‌روند، از ممالک مختلف می‌روند، مسائل ممالک را با هم طرح بکنند؛ مسائل مسلمین را طرح بکنند. و مع الأسف با اینکه اسلام این اجتماعات را به رایگان تحت اختیار قرار داده - شما ملاحظه کنید اگر امیر حجاز بخواهد پانصد نفر آدم را در حجاز در غیر مورد حج دعوت کند، چقدر خرج دارد؛ چقدر تشریفات دارد؛ چقدر زحمت دارد تا پانصد نفر جمع بشوند آنجا، خدای تبارک و تعالی بدون اینکه برای اشخاص، مثل دولتها زحمت زیادی داشته باشد، مردم را خودشان را وادار کرده که مجتمع بشوند. آن هم چندین میلیون جمعیت، میلیونها جمعیت مجتمع بشوند - به رایگان این را تحت اختیار ما قرار داده و ما هم بدون استفاده از دست می‌دهیم. این برای این است که از آن طرف تبلیغات بسیار دامنه دار خارجیها و داخلیهایِ وابسته به خارجیها دامن زده به اینکه دیانت کاری به سیاست ندارد. آنها برای خودشان! سیاست را واگذارید به امپراتور؛ و دیانت هم مال پاپ و افراد پاپ. در اینجا هم سیاست را واگذارید برای محمدرضا پهلوی؛ شما هم بروید مسئله را بگویید و هر کاری هم اینها می‌کنند کاری نداشته باشید، قداست خودتان را حفظ کنید! این یک مسئله‌ای‌