است به اینکه یک اشکالی به شما بکنند و یک اشکالی به روحانیت بکنند و صدایش را درآورند. همه چشمها دوخته شده به این. می‌خواهند زمین بزنند شما را! اینها الآن یک ضربه مهلکی - اینها که رو به فساد بودند و مملکت ما را می‌چاپیدند - یک ضربه مهلکی از این ملت با دست روحانیت خورده‌اند. اینها می‌خواهند این ضربه را جبران کنند. جبران به این است که روحانیت را یک صورتی به آن بدهند که این صورت در دنیا مُشوَّه باشد و در بین ملت هم همین طور.
ضرورت پرداختن روحانیون به تهذیب خود
اول کار این است که ما خودمان را تهذیب کنیم؛ به طوری که ما وقتی که اسم خودمان را «روحانی» گذاشتیم؛ الهی باشیم، روحانی باشیم. عرضه بکنیم خودمان را به دنیا، بگوییم که ما اشخاصی هستیم که روحانی هستیم و مربی جامعه هستیم. اگر از مربی جامعه خدای نخواسته یکوقت - یک چیز خلاف دیدند خوب، چه خواهد شد؟ این خواهد شد که خدای نخواسته اگر زیاد شد، خوب روحانیت شکست می‌خورد. شکست روحانیت، شکست اسلام است. یعنی آنی که اسلام را تا اینجا آورده است روحانیین بوده‌اند. آنی که اسلام را، همه احکام اسلام را ضبط کرد و جمع کرد و ترویج کرد همین قشر روحانی است. اگر خدای نخواسته از ما یک چیز خلافی ببینند، کم کم زیاد و زیاد، یکوقت به آنجا برسد که مردمْ ما را برخلاف مسیر اسلام ببینند و به ما پشت بکنند. آن روزی که مردم به شما پشت کردند و خدای نخواسته - خدا نیاورد یک همچو روزی را - آن روز است که اسلام از دست ما خواهد رفت. بنابراین، یک تکلیف الهی بزرگ معیّناً بر هر یک از ماست. نه منِ تنها؛ نه آقایِ تنها؛ نه شما تنها؛ یک تکلیف الهی به طور وجوب عینی بر همه افراد ما طلبه‌ها و روحانیین است و آن حفظ خودمان؛ که یکوقت قدم خلاف نگذاریم؛ و حفظ کسانی که با ما رابطه دارند. هرکس به اندازه خودش؛ یکی امام جماعت است آن جمعیت را، یعنی آقای یک شهر است به همان مقداری که هست. یکی طلبه است و توی مدرسه است، با آنهایی که تماس دارد. همه ما الآن موظفیم در این‌