مرحوم آقای طالقانی رأی دادند، بیش از دو میلیون به آقای منتظری رأی دادند؛ قریب دو میلیون به دیگران رأی دادند؛ یک میلیون و چه قدر به دیگران رأی دادند، اکثریت آوردند؛ در شهرهای دیگر هم اکثریت آوردند؛ اکثریت قاطع آوردند؛ و دیگران در اقلیت بودند؛ حالا که در اقلیت واقع شدند این آقایان روشنفکر و این آقایانی که ادعای دمکراسی می‌کنند، حالا که در اقلیت واقع شدند، می‌خواهند که بگویند نه، رأی اکثریت میزان نیست، باید منحل بشود!
آزادی ملت در رأی دادن
من می‌پرسم از این آقایان که چرا باید منحل بشود؟ چه شده است؟ چه طور شما «باید» می‌گویید؟ شمایی که - گوش کن - شمایی که مدّعی این هستید که باید آزادی باشد؛ شما می‌گویید رأی آزاد ندادند مردم؟! شما می‌گویید که مردم آزاد نبودند در رأی و رأی درست ندادند؟! فرض این است که از اول شما این مطلب را نگفتید آن وقتی که مردم رأی دادند، و همه مردم هم دیدند که رأی آزاد، مردم دادند. اینها خیال می‌کنند که اگر مجلس منحل بشود، مجلس دیگر نمی‌خواهیم؛ یا دوباره باید از سر انتخابات بشود. اگر صد مرتبه انتخاب بشود، مردم علمایشان را انتخاب می‌کنند، صد مرتبه. اگر صد مرتبه انحلال پیدا کند مجلس، و دوباره مردم [حاضر] باشند، مردم اشخاصی که متدین‌اند و اشخاصی که شناخته شده‌اند و اشخاصی که - عرض می‌کنم که - غربزده نیستند و اشخاصی که توجه به اسلام دارند، اینها [را] تعیین می‌کنند. شما باورتان بیاید که اینطور نیست که شما خیال می‌کنید که اگر چنانچه منحل بشود - اولاً انحلال نمی‌شود همچو، کسی حق انحلال ندارد، خود ملت حق دارند و ثانیاً - اگر منحل بشود، یک وقت بگویید که خوب، ما قانون دیگر نمی‌خواهیم، بس است! شما حق همچو چیزی ندارید. یک وقت می‌گویید که قانون می‌خواهیم، قانون هم ملت باید تعیین کند، مجلس مؤسسان باشد؛ ملت متدینین را، علمایشان را، متدینینشان را تعیین می‌کند. وکلا هم وکلای دارالشورا هم باشد، باز همین طور است.