بدهند.
ما به همه ملت باید عرض بکنیم که ملت باید بداند که الآن مملکت مال خودش است. یک مملکتی که مال خودش است باید آرامش را خودش حفظ بکند، تا آنهایی که مشغول‌اند به اینکه کار را انجام بدهند بتوانند مجال پیدا کنند که انجام بدهند. اگر این آرامشهای محل درست نباشد، کارها درست نمی‌شود. به هم ریختنِ مثلاً فرض کنید که دانشگاهها، ریختن در خیابانها، نرفتن سر کلاسها، کار را درست نمی‌کند. کار وقتی درست می‌شود که اینها مطالبی که دارند بگویند، با آرامش بگویند، تا رسیدگی بشود به آن مطالب، و ان شاء الله با آرامش عمل بشود به آن. شما خیال نکنید که دولت یک دولتی است که می‌خواهد کارشکنی بکند؛ خودش می‌خواهد خیانت بکند. این حرفها نیست در کار. خوب، این اشخاص معلوم است اشخاصی‌اند که می‌خواهند کار انجام بدهند. البته کار کار بزرگی است، و به این زودی نمی‌توانند انجام بدهند. نه این است که نخواهند انجام بدهند، نمی‌توانند انجام بدهند. کار کاری است که یک قشر نمی‌تواند انجام بدهد. اگر همه ملت با هم دست به هم ندهند و کمک نکنند به هم، نمی‌شود انجام داد. باید کمک کرد به هم.
اهمیت کشاورزی در قطع وابستگی‌ها به خارج
کشاورزها کمکشان به این است که کشاورزیشان را زیاد بکنند. ما اگر کشاورزیمان طوری نشود که خودمان برای خودمان بتوانیم وسیله معاش تهیه کنیم و دستمان پیش امریکا باشد که نان ما را بده، خوب، این پیوستگی است به آنها. و آنها هر روز جلویش را گرفتند، ما ناچاریم که هر چه تحمیل بکنند قبول کنیم و از آنها، تا اینکه نان به ما بدهند. در صورتی که آنها به ما خیانت خواهند کرد. باید ما کاری بکنیم که در معاشمان احتیاج به کسی نداشته باشیم. و به این قدرت این کشاورزهاست. الآن وقت تخمکاری پاییزی است؛ کشاورزی پاییزی است؛ می‌گذرد وقت؛ الآن وقت این است که فعالیت بکنند، از آن طرف، دولت همراهی بکند و کمک بکند و رفع گرفتاریها را بکند. از آن طرف هم،