آنها مشغول فعالیت بشوند و کشاورزیشان را توسعه بدهند. خوب، شما دیدید در این سال گذشته که یک قدری توسعه دادند، خوب، خیلی فرق کرد با سالهای قبل. و من امیدوارم به اینکه این کشاورزها روزبروز رو به رشد بروند، به طوری که ما صادرکننده باشیم. مملکت ما یک مملکتی است که می‌تواند صادرکننده باشد. زمین دارد، آب دارد، همه چیز دارد؛ مخازن همه جور دارد. و ما می‌توانیم که در این امور صادرکننده باشیم. و نباید دستمان دراز باشد پیش غیر که به ما گندم بدهید، به ما جو بدهید! در صورتی که مملکت ما باید صادر کند. باید همه دست به هم بدهند کمک بکنند. همین جهاد سازندگی یک کمک بزرگی است، که اینها در همه چیز کمک باید بشود، و همه قشرها باید کمک بکنند، تا این مملکت را نجات بدهند. یک مملکتی که بخواهید از خودتان باشد و دیگر نتوانند در آن دخالت کنند، اول باید آن چیزی که مربوط به ارزاق خودتان است، احتیاج از حیث رزق، ما به دیگران نداشته باشیم؛ نان ما را دیگران ندهند. آخر برای ما عیب است که ما بنشینیم و نانمان را دیگران بگویند که ما به شما می‌دهیم، یا ما به شما نمی‌دهیم. باید خودمان تهیه کنیم، و این به این است که کشاورزی را توسعه بدهیم. اگر قبلاً کم کاری می‌کردند، حالا زیادتر کار بکنند. اشخاص کمک کنند به آنها، و دولت کمک شایان به آنها بکند، و از همه اطراف کمک بشود، تا این کشاورزی بخوبی راه بیفتد. وقتی که راه افتاد، ما احتیاجمان را از غیر در جهت اقتصاد بریده بشود، آن وقت در همه کارها می‌توانیم با آنها مقابله کنیم، الآن هم - الحمدللَّه - می‌توانیم. در هر صورت، همه قشرها الآن موظف‌اند که کوشش کنند برای حفظ آرامش و فعالیت کنند، بیکار ننشینند، فعالیت بکنند، کار بکنند، تا اینکه بتوانند مملکت خودشان را نجات بدهند.
حرکت دانشگاهها در راستای استقلال کشور
و همین طور این دانشگاهها باید یک دانشگاه‌هایی باشد که ما دیگر احتیاج به خارج پیدا نکنیم، که دستمان در آن وقتی که می‌خواهیم یک کسی را معالجه کنیم به دیگران دراز کنیم که بیایید بروید آنجا معالجه‌تان بکنند. باید دانشگاه‌های ما و همه قشرها کاری‌