بکنند که لااقل ما محتاج به غیر نباشیم. اینطور نباشد که اگر یکی مریض می‌شود، بگویند اینجا نمی‌شود معالجه‌اش کرد. اینطور نباشد که اگر یک گرفتاری بشود، بگوید که نه، نمی‌شود دیگر درستش کرد. خودمان روی پای خودمان بایستیم، شرق باید سر پای خودش بایستد. اگر شرق بخواهد باز وابستگی فکری داشته باشد به آنها و گمان کند که همه چیز از آنجا باید بیاید، باید تا آخر وابسته باشد.
فرهنگ اسلامی شرق، مترقیترین فرهنگ
شرق یک فرهنگ اسلامی دارد که بلندترین فرهنگ، مترقیترین فرهنگ است. با این فرهنگ اسلامی باید تمام احتیاجاتش را اصلاح کند، و دستش را پیش غرب دراز نکند، پیش این غرب و از غرب یک چیزی بخواهد، خودش باید درست بکند. سابق اینطور بوده است که کتب طبی شرق در اروپا رفته است، و اروپا را طبیب کرده و آن طبیبهای بزرگ را درست کرده - کتب شرق بوده است؛ کتاب شیخ الرئیس (1) بوده، کتب رازی (2) بوده است؛ و اینها کار کردند - حالا چه شده است که ما حالا باید بعد از اینکه تمدن از شرق طرف غرب رفته، شرق تمدن را صادر کرده به غرب، حالا ما به واسطه یک کارهای ناشایسته‌ای باید عقب افتاده باشیم و دستمان را طرف غرب دراز کنیم.
باید شرق سر جای خودش بایستد و خودش را بیابد. تبلیغات زیاد، اسباب این شده است که شرق خودش را گم کرده، ما خودمان را گم کردیم. هر چیز را صحبت می‌شود، می‌گوید باید شما ببینید. اسمائی که در اینجا متعارف بود، می‌گذاشتند، داروخانه باید اسمش اروپایی باشد؛ خیابان هم باید اسم یکی از اروپاییها یا امریکاییها تویش باشد. هر جا می‌رفتی باید این باشد. اجناس هم که درست می‌کردند، خود ایران جنس می‌بافت، بعد آن کنارش باید خط انگلیسی باشد، یا خط لاتین باشد، تا بگویند از انگلستان آمده است این! گم کردیم ما خودمان را. باید پیدا کنیم خودمان را، باید از همه این خیابانها، از