کشاورزها بیفتد که یک عده زنها از توی خانه‌هایشان در آمدند، کسانی که خوب هیچ اهل این کار نبودند که بروند در جهاد سازندگی و بروند با رعیتها شرکت کنند در درو، وقتی که ببینند اینها که یک همچو جمعیتی، زنها آمدند برایشان دارند کمک می‌کنند، این ارزشش پیش آنها خیلی زیاد است. واقع ارزش هم زیاد است، ولو کارش کم است، نمی‌تواند یک زن یک کار مثبت زیادی انجام بدهد، لکن ارزش زیاد است. کارهایی که الآن می‌شود کارهای ارزشداری است. در نظر من بسیار بعضی از این کارها ارزشدار است ولو کم باشد، ارزشش زیاد است؛ یعنی کم کم این اسباب این می‌شود که زیاد بشود این، و موج پیدا بکند و سرتاسر کشور را بگیرد.
تحول فرهنگی ملت
شما که به فکر این هستید و بودید به اینکه الآن یک فعالیت فرهنگی مثبت انجام بدهید، شما مواجه هستید با یک فرهنگی که از خودتان نبوده است، فرهنگِ غیر، تحمیل به ما بوده است. وقتی مواجه با این هستید، و حالا به فکر این معنا افتادید که ما فرهنگ غیر را کنار بگذاریم و فرهنگ خودمان را شروع بکنیم، این خودش یک تحولی است، یک چیزی است که خدا این کار را انجام داده است. و من از باب اینکه کارها دارد یک وضع غیر عادی انجام می‌گیرد، اگر ما، این قدرت را، ملت ما، این قدرت را شکست داد، این یک امر عادی نبود، که ما حساب کنیم یک امر عادی بود و ما جمع شدیم، ما مگر می‌توانستیم؟ این یک امر مهمی که خداوند برای ملت ما انجام داد این بود که همه این سران را منصرف کرد از اینکه با فشار عمل کنند.
ایجاد رُعب در دل دشمنان
شما خیال کردید که اگر اینها می‌خواستند با فشار عمل کنند و طیّاره‌ها را از بالا و - عرض می‌کنم که - چیزهای دیگر را از پایین و قوای انتظامی و کذا، ما می‌توانستیم به این زودی کارمان را انجام بدهیم؟ اگر هم می‌شد، مثل افغانستان می‌شد که حالا هم بیچاره‌ها مبتلا هستند. اما کار یک کاری بود که بزرگترها ترسیدند. خدا نصر [داد] گاهی نصر به‌