مخالفت با اسلام منشأ مخالفت گروهکها و غرب باوران
در هر صورت، ما الآن گرفتار یک مشت اشخاص مختلف السلیقه و مختلف العقیده‌ای که همه در این معنا که نخواهند این مملکت به سر و سامان برسد شریک‌اند. در عقاید مختلف‌اند، بعض گروههاشان با بعض گروه‌های دیگر دشمن هم هستند، لکن در یک چیز موافق‌اند، و آن اینکه مخالفت با اسلام! مخالفت با آن چیزی که همه ملت ما به آن رأی دادند، در این اینها موافق‌اند؛ یعنی در باطل خودشان اتفاق دارند. شماها در حق خودتان مجتمع باشید، این باطلها نمی‌توانند کاری بکنند. شماها توجه داشته باشید که اسلام برای شما، برای ما، برای همه، برای همه بشر مفید است. اسلام یک طرحی است که برای مستضعفین بیشتر از دیگران مفید است؛ و برای همه مفید است. از اسلام نترسید، و نترسانید مردم را. شماهایی که قلم دستتان می‌گیرید و هر چه دلتان می‌خواهد می‌نویسید یا هر چه دلتان می‌خواهد صحبت می‌کنید، شماها از اسلام بی‌اطلاع هستید. شما یک کلمه اسلامی شنیدید، گاهی هم یک کتابی خواندید که نویسنده‌اش هم از اسلام اطلاع صحیحی نداشته است، بدون اطلاع از اسلام، بدون اطلاع از فلسفه احکام اسلام، شماها سمپاشی می‌کنید. و معلوم هم نیست که واقعاً مقصدتان این باشد که یک کار صحیحی انجام بدهید، منتها اشتباه می‌کنید. نخیر، من خیلی احتمال می‌دهم که بسیاری از اینها - نه همه - بسیاری از اینها اشخاصی باشند که حالا که دیدند آن رژیم به هم خورده است و آن منافعی که آنها در آن رژیم می‌بردند، و آن قدر فاصله‌ای که مابین آنها و مابین مردم بوده است در طرح اسلامی آن طور نمی‌تواند مطرح باشد، اینها حالا به دست و پا افتادند بلکه نگذارند این نهضت پیش برود. شما ملاحظه کردید که قدم بقدم مخالفت کردند. آن روز که نهضت بود، همین در تهران و در سایر جاها، هِی مخالفتها بود و دست و پا می‌زدند به اینکه - همین داخلیها، خارجیها، [وقتی‌] که سر جایش بود - شاه را نگه دارند. وقتی که شاه رفت، دست و پا می‌زدند به اینکه بختیار را نگه دارند. توی خیابانها راه می‌افتادند و «قانون اساسی» می‌گفتند. قانون اساسی معنایش حفظ شاهنشاهی است. و آنها قانون اساسی را برای شاهنشاهیش می‌خواستند، نه برای سایر مسائلش