حمام درست شده است. در این دهات و در این اطراف چقدر اسفالت کردند. خود مردم یا دولت چقدر مدرسه درست کردند. همه اینها درست شده است. اما یک مملکتی که این طور دست شما داده است درست شدنش [...] سی و پنج، پنجاه سال خراب کردند؛ اگر نگوییم دو هزار و پانصد سال. پنجاه سال تیشه برداشتند و بیل و کلنگ برداشتند و خراب کردند. مملکتی که پنجاه سال خراب شده است که نمی‌شود [طرف‌] هشت ماه شما هر چه دلتان بخواهد توی سینی بگذارند جلویتان تعارفتان بکنند! خودتان باید خدمت بکنید. شما خودتان را کنار نگذارید و بگویید نکردند. بگویید نکردیم. ما باید بگوییم چه کردیم. مگر این مملکت مال وزیر است. مگر مملکت مال امیر است. مگر مملکت مال روحانی است. مملکت مال همه است. همه باید بگوییم چه کردیم. ننشینید هی بگویید چه کردند. آنها هم مثل شما می‌مانند. مثل سابق نیست که یک هیأت حاکمه‌ای باشد که همه چیز باید دست او باشد، و شما هم قدرت نداشته باشید که هیچ کاری بکنید و هیچ حرفی بزنید؛ همه منافع هم تو جیب او برود. سابق این طور بود که هر چه منفعت بود تو جیب هیأت حاکمه می‌رفت و بستگان او. وقتی این طور بود، خوب، مردم باید بگویند شما همه منافع را می‌برید، و هیچ کاری هم برای ما نمی‌کنید جز خرابی. منتها جرأت نمی‌کردند بگویند. مسئله این طور بود، ولی کسی جرأت نمی‌کرد نفس بکشد.
رژیم پهلوی منشأ محرومیتها و گرفتاریها
حالا مملکت مال همه شده است، و یک هیأت حاکمه قهّاری که بخواهد هر چه دست می‌آید بگذارد جیبش نداریم. شما خیال کنید اینها یک کدامشان یک شاهی استفاده نامشروع داشته باشد، نیست در کار. نظارت در کارشان هست. خودشان مردم صالحی هستند. منتها نباید ما بنشینیم همه‌مان، خانمها و آقایان و، عرض کنم، جوانها، و پیرمردها بنشینند بگویند که برای ما چه کردند. مگر آنها با شما چه فرقی دارند؟ شما برای آنها چه کردید؟ همه باید برای هم کار کنید. همان طوری که آنها موظف‌اند که کار