دخالت در اینجا نمی‌توانند داشته باشند. همه امریکایی [است‌] به صورت چپ و راست - خوب، اینها نمی‌گذارند که برای کردها یک کاری انجام بگیرد. بودجه برایشان تعیین کردند؛ اما خوب، یک [جایی‌] که وقتی که یک فوج از آنجا راه می‌رود با تفنگ می‌زنند، می‌توانند بروند آنجا اسفالت کنند؟ می‌توانند بروند مدرسه بسازند؟ می‌توانند بروند آنجا نمی‌دانم حمام و دبیرستان آن چیزهایی که احتیاج دارند؟ خوب، نمی‌شود این.
خدمات قابل توجه در مدت کوتاه
کوشش کنید که این حرفهایی که هی تضعیف می‌کنند شماها را که هیچ کاری نشده، هیچ کاری نشده [...] این «هیچ کاری نشده» برای تضعیف شماست. خیلی کار تا حالا شده. یعنی من باید بگویم به شما که این هشت ماهی که اینها کار کردند در یک همچو محیطی، و نمی‌گویم که کار تمام است در یک همچو محیطی، با همچو وضعی، با همچو کارشکنیها خیلی کار شده. منتها این کارها عرضه نشده به مردم که بگویند چند تا کار کردیم. همین دیروز که آمدند اینجا یک دسته‌ای که مال قم بودند، اینجا وقتی که خواندند راجع به کارهایی که کردند، راجع به حمامها، و راجع به، عرض می‌کنم، اسفالتها و راجع به خانه سازیها، و امثال ذلک، شمردند زیادش، صفحه بزرگی بود که نوشته [بود.] قبل از آن هم راجع به همین «بنیاد مستضعفین». شما خیال می‌کنید بنیاد مستضعفین چیزی در آن نشده. نخیر، خیلی زیاد شده. منتها زیادتر از این باید بشود. مستضعفین تقریباً چندین میلیون‌اند؛ چندین میلیون اشخاصی هستند که ضعیف‌اند؛ و همه هم از رژیم سابق به ارث برده شد. همه اینها که می‌بینید که مثلاً خانه ندارند، زندگیشان درست نیست، اسفالت ندارند، اینها که در انقلاب این جور نشده. این در رژیم سابق شده. [در] رژیم سابق جرأت نمی‌کردند، بگویند آب نداریم. اگر می‌گفتند آب نداریم، حبس می‌بردندشان. اگر می‌گفتند اسفالت نداریم، کتکشان می‌زدند. حالا دیگر نه کتک است و نه حبس و نه زجر، و نه هیچ این حرفها نیست در کار. وقتی نیست، همه صداشان‌