مردانه‌ای که ملت ما کرد، شکست داد قدرتهای بزرگ جهانی [را].
ایستادگی ملت در مقابل قدرتهای بزرگ
قضیه، قضیه محمدرضا تنها نبود. اگر قضیه او هم بود، مشکل بود برای اینکه با یک قدرت شیطانی زندگی می‌کرد، لکن قضیه قضیه محمدرضا نبود. قضیه، قضیه امریکا بود، شوروی بود، انگلستان بود. قضیه اینها هم نبود. قضیه همه ممالک و دولتهایی [بود] که یک روابطی با اینجا داشتند. همه دولتها مخالفت می‌کردند، منتها بعضیها بصراحت مخالفت می‌کردند و بعضیها هم به کنایه. در عین حال که شما یک طرف بودید، همه قدرتها یک طرف. و نباید به حَسَب حسابهایی که این حسابگرها می‌کنند، ما پیروز بشویم. نباید این سد را ما بشکنیم. برای اینکه ما چه دستمان بود؟ حالا چهار تا تفنگ شما می‌بینید دستتان است. اینها از غنایم جنگی است، شما قبل از آن که دستتان چیزی نبود. آنها تا دندان مسلح بودند. همه چیز داشتند و شما با دست خالی. لکن با قلب پر از ایمان. قلبهای نورانی پُر از ایمان و فریادهای الله اکبر، در مقابل فریاد الله اکبر نمی‌تواند کسی بایستد. یک ملت سر تا [سر]، یک بچه اینقدری که تازه زبان باز کرده، با سایر مردم همصدا، الله اکبر و مرگ بر شاه. این سیل خروشان خراب کرد همه سدهایی که در مقابل بسته بودند، و الآن شما پیروز هستید. منتها آنها حالا به دست و پا افتادند که ناراضی درست کنند. در صورتی که شما از این پیروزی خودتان راضی هستید. شما همانی را که می‌خواستید دستتان آمد.
آزادی، استقلال و جمهوری اسلامی
این فریادها چه بود؟! این بود؛ «آزادی، استقلال، جمهوری اسلامی»، الآن دست شماست. چطور این خانه خرابها می‌گویند چیزی گیر ما نیامده. اینهایی که می‌خواهند شما را باز مأیوس کنند، سست کنند، اینها می‌گویند چیزی نشده، مگر ملت چه می‌خواست که بشود. شما هیچ وقت فریاد کردید که نان می‌خواهیم؟ فریاد کردید منزل می‌خواهیم؟ کِی همچو فریادی؟ همه‌تان با هم جمع شدید، زن و مرد، بچه و بزرگ فریاد