در ادارات می‌رویم، در کارخانه‌ها می‌رویم، هر جا برویم ببینیم که قدم اسلام در آنجاست. این خواست دوم هر مسلمانی است ولو نگوید، صحبتش را هم نکند، خواست اوست. هر مسلمانی می‌خواهد که اسلام - که یک مذهب مترقی است، و ابعادش تمام اینجاها را می‌گیرد - به همان تربیت و تعلیم اسلامی که اگر با آن تربیت و تعلیم اسلامی یک جوانهایی رشد بکنند، یک ملتی رشد بکند به آن ترتیب تمام چیزهایش درست می‌شود. دیگر از استعمار بویی پیدا نخواهد شد. از استثمار بویی نخواهد بود. از این اشتباهاتی که می‌شود و از این غلط اندازیهایی که می‌شود و از این کاغذبازیهایی که می‌شود و از این رفتن توی عدلیه، در این گیروبندیهای عدلیه، از اینها هیچ اسمی نخواهد بود. این خواست ماست، خواست ملت است، لکن خواست دومی است که اولش حاصل شد. آنی که ایستاد و گفت می‌خواهم، او شد. بیخود اینها می‌گویند که انقلاب شد و چیزی نشد، می‌دانند هم. بعضی از اینها شیاطین‌اند، می‌دانند، لکن می‌خواهند این طوری بگویند برای اینکه شماها را، مردم را سست کنند. جوانهای ما باید متوجه این معنا باشند که این شیاطین را بشناسند. و این وسوسه‌ها، وسوسه‌های خ (1)) 581 (است. اینها را بشناسند و به خدا پناه ببرند از وسواس خَنّاس، که در رأسشان امریکاست و اذناب (2) او، تا برسد به آنهایی که در بین قشرهای ما هم از اذنابشان موجود است.
خداوند همه شما را ان شاء الله حفظ کند، موفق باشید، مؤید باشید و همه با هم باشید. و من را هم به خدمتگزاری قبول کنید که من خدمتگزار هستم و تا آخر خدمتگزارم.