همه جا، الآن یک مخلوطی از صحیح و غیرصحیح هست. الآن مملکت ما یک مخلوطی هست از اشخاص صحیح، و اشخاصی که صحیح نیستند، لکن خودشان را به صحت زده‌اند. پیشتر که آن ورق بوده، دنبال او بوده‌اند. حالا که دیدند قدرت این طرف است، حالا آمده‌اند به این صورت درآمده‌اند. این معلوم است که الآن یک مملکت مخلوطی دست ما هست. و ان شاء الله این کار درست خواهد شد - ان شاء الله - و این مسئله طرحش ان شاء الله ریخته می‌شود، که تصفیه عمومی بشوند. اما یک قدری، یک قدری، باید صبر کرد. یعنی ما الآن یک قانونی نداریم که مملکتمان یک قانون رسمی، البته قانون ما اسلام است؛ لکن به حسب رسمیات دنیا، خوب، یک چیزی هم باید نوشته شود بر همان اساس اسلام، یک رئیس جمهور نداریم ما الآن، یک مجلس شورای ملی نداریم الآن. اینها را باید ان شاء الله درست بکنیم. و آن طرح هم که باید در همه قشرها طوری بشود که اشخاص صالح مشغول کار باشند، اشخاصی هم که ناصالح بوده‌اند و حالا دیگر صالح شدند، و یا فرض کنید توبه کرده‌اند، آنها هم باشند، و در هر جا کسانی که کارشکنی می‌کنند و موذی‌ هستند و ناصالح هستند و توبه هم نمی‌کنند و قابل این حرفها نیستند آنها کنار بروند، یا اگر مُجرِم هستند به جرمشان رسیدگی بشود، اینها البته باید بشود، لکن یک قدری باید بتدریج بشود. مهم این است که شما این دو تا خاصیتی که شما را تا اینجا آورده حفظش کنید؛ یعنی همان طوری که در وقت انقلاب هیچ یک از شما آن وقت که می‌آمدید به توی خیابانها و می‌رفتید به پشت بام‌ها و می‌رفتید جلوی توپ و تانکها، هیچ کدام به فکر این نبودید که مثلاً فرض کنید اگر اهل اداره هستید حقوقتان کم است، هیچ ابداً این مطرح نبود آن روز، اگر اهل مثلاً زراعت هستید، زراعتتان امسال خشک شده است یا خوب نیست، این در آن حال هیچ کس به فکر این مسائل نبود، همه یک فکر داشتند و آن اینکه این دشمن باید برود و به جای او یک مملکت، یک کشور اسلامی صحیح باشد - بعد از هر انقلابی این امور کم کم رو به ضعف می‌رود، لکن باید بعد از انقلاب رو به ضعف برود؛ ما حالا در حال انقلاب هستیم - یعنی ما الآن همان طوری که در اول محتاج بودیم به اینکه هم شعار بدهیم و هم راهپیمایی کنیم و هم اعتصاب کنیم، و