را آنها خواستند - حالا نمی‌دانم موفق بشوند یا نه. خواستند که یک همچو چیزی درست بکنند، بعد کم کم این را بکشانندش به یک جایی که مثلاً سفارت عراق هست بریزند بشکنند. سفارت - فرض کنید که - افغانستان هست، بریزند بشکنند که مملکت ایران را مواجه کنند با همه ممالک. آن شیاطین یک همچو نقشه‌هایی دارند. جوانهای ما باید بیدار بشوند که تحت تأثیر اینها واقع نشوند. اینها که می‌گویند تظاهر بکنید. مگر آقای بازرگان با شورای انقلاب مخالفتی دارند؟ اینها همه یک باب است. منتها آقای بازرگان یک قدری خسته شده بودند. یک قدری - عرض کنم - عذرهایی داشتند و گفتند که حالا من کنار باشم. لکن نه این است که حالا ایشان که کنار هست، دیگر آقای بازرگان دخالتی در امور ندارد. ایشان یکی از آن اشخاصی است که مورد احترام همه است. خیال نکنند که یک بی‌احترامی به ایشان شده است. نخیر، مورد احترام است. و برای خاطر یک امری که ملت هم قبول دارند، نیفتند توی خیابانها راه بیندازند یک چیزی که آنها که می‌خواهند یک بازی درست کنند. یک وقت یکی را بزنند بکُشند. یک دو تا شعار از -، شما اگر یادتان باشد، من نبودم اینجا، لکن برای من نقل می‌کردند - این دستجاتی که در قم آن وقت به ضد رژیم سابق شعار می‌دادند، اینها شعار آرام می‌دادند، یک دفعه می‌دیدند که از اینجا یک کسی یک چیزی انداخت، یک شیشه‌ای را شکست، یک بانکی را شکست، یک جایی را خراب کرد، گاهی یک آدمی را کشت، می‌ریختند به جان هم، یک کشتاری پیدا می‌شد زیاد. آنها روی حساب، همیشه روی نقشه حساب می‌کنند و اینطور کارها را می‌کنند.
قضیه دخالت نظامی ابداً مطرح نیست؛ دخالتهای توطئه‌گری. اینطوری؛ یعنی از قوای خود ما استفاده می‌کنند. قوه خودشان را از آن استفاده نمی‌کنند. در این ممالک از قوای خود ما استفاده می‌کنند. خوب، شما کردستان را ببینید که اینها از چه استفاده می‌کنند. یک نفر سرباز امریکایی نمی‌آید آنجا یک کاری بکند. آنها با شیطنت استفاده می‌کنند از خود این افرادی که یا وابسته هستند به آنها یا اعوجاج دارند. آن وقت، این دست دومیها که اعوجاج دارند، از ساده دلی بعضی از کُردها استفاده می‌کنند، با آنها