ملت ما با تقریباً اتفاق کلمه، درصد دو، یک و نیم مخالفت - این مخالفت، اسمش نیست - همینی که ملت ما می‌خواست و با اصطلاح آنها دمکراسی بودن اقتضای این را می‌کرد که همه تسلیم باشند در همین، از اول مشغول مخالفت شدند. اینهایی که آن روز مخالف بودند با جمهوری اسلامی، و از اسلامش می‌ترسند، نه از جمهوری‌اش. حالا با مجلس خبرگانش، قبل هم با انتخابات مجلس خبرگان مخالفت می‌کردند، و بعد هم با مجلس خبرگان مخالفت می‌کردند، و بعد هم خواهد آمد که با مجلس شورا مخالفت خواهند کرد. و بعد هم با این رفراندمی که برای قانون اساسی است، خواهند مخالفت کرد. درد همه، این است که چرا اسلام؟ این دردشان است. و ملت ما هم همه مقصد خودش را اسلام می‌داند، برای اینکه از اسلام می‌بیند که آن چیزی که می‌خواهد حاصل می‌شود. اسلام، هم دنیاست و هم آخرت. ملت ما اسلام را می‌خواهد و اینها با ملت ما مخالف‌اند برای خاطر اینکه اسلام را می‌خواهد. اگر این ملت می‌گفت که جمهوری فقط، اینها همه برایش سینه می‌زدند و برایش تبریک می‌گفتند. اما حالا که کلمه اسلام آمده توی کار، نه با این مخالف‌اند. این ارتجاعی است! اینها اسلام را ارتجاعی می‌دانند. اینها خدا را مرتجع می‌دانند، یک همچو مردمی‌اند. اگر اعتقاد به او داشته باشند - اعتقاد که ندارند - اینها با پیغمبر اسلام بدترند تا با شماها؛ برای اینکه اساس را او گذاشته است. این ارتجاعی بود که شما ملت [را نجات داد]، این ارتجاعی بود که دست خیانتکارها را از این مملکت بُرید. و اینها این را مسئله ارتجاعی می‌دانند. این ارتجاعی بود که شماها را به سرنوشت خودتان حاکم کرد. نمی‌دانم کِی اینها می‌خواهند بیدار بشوند و کِی می‌خواهند دست بردارند از این مغلطه کاریهای خودشان، از این مخالفتهای خودشان؟ من متأسفم که یک جمعیتی که باید به این مملکت خدمت بکنند، باید الآن قدردانی بکنند که این ملت خون خودش را داد و چپاولگرها را بیرون کرد و مفتخورها را دستشان را قطع کرد و آدمکشها را بعضیشان را به جزای خودشان رساند و بعضیشان را هم می‌رساند ان شاء الله. من متأسفم که اینها نمی‌آیند میدان با این ملت موافقت کنند. ملتی که همه چیزش را داده و حالا شما آزادانه نشسته اید توی اتاقهایتان و پایتان را روی پای خودتان می‌اندازید و برخلاف این‌