دمکرات. مردم، دمکرات نمی‌دانند چی است. آنها هم که می‌دانند، می‌فهمند که غلط است. این به عنوان اینکه یک عالمی بود که به درد مردم می‌رسید، رنج کشیده بود برای این مردم، حبس رفته بود برای این مردم، خدمت کرده بود به این مردم، رشد مردم اقتضا می‌کرد که از این احترام کنند. حالا نویسنده‌ها هر چه می‌خواهند بگویند. مردم با آن رشد خودشان ریختند به خیابانها و به سر و سینه خودشان زدند و گفتند که این عالم و این «نایب پیغمبر» ما از دنیا رفته است. حالا روشنفکر هر چه بخواهد بنشیند بگوید که این چون مثلاً در فلان جبهه بود و چون در فلان! مردم آن جبهه را اصلاً نمی‌شناسند تا این در آن جبهه چون بود از این جهت احترام کردند. مردم این قدر توی سر خودشان زدند. خوب، رئیس آن جبهه‌ها بمیرند، ببینیم که هیچ کس فاتحه می‌خواند برایشان! این برای اسلام بود. مردم هیاهوشان برای خداست. این همه خون دادند مردم، برای این بود که مثلاً در ایران فقط چه چیز ارزان بشود، چه چیز گران بشود؟
برای خدا، مردم خون می‌دهند. مگر عقلشان را شیطان برده است که بیخودی خون خودشان را بدهند، آنها برای خداست. همان طوری که انبیا برای خدا زحمت می‌کشیدند، ملت ما برای خدا [نهضت کرد] شهادت می‌خواهند ملت ما. ملت ما می‌آیند می‌گویند دعا کنید که ما شهید بشویم، برای اینکه شهادت را فوز (1) می‌دانند، شهادت را همان طوری که اسلام فرموده است که کسی که شهید می‌شود، در آنجا چه خواهد بود، اینها رشد دارند. خیال نکنند این آقایانی که چهار روز رفتند به - نمی‌دانم - خارج، و معلوم هم نیست که درس خوانده باشند، رشد مال آنهاست.
هشدار به روشنفکران غرب زده
و این ملت ما با آن صراحت ذاتی خودشان، با آن روشنی فکر خودشان، با آنکه وابسته نشده این افکارشان به افکار غیر و غرب، با همان تِزْ، با همان وضع، دارند پیش می‌روند و فکر می‌کنند؛ و با همان وضع وکیل تعیین می‌کنند، و با همان وضع رئیس