چیز دیگر هیچ فکر نمی‌کنند؛ به انسان فکر می‌کنند برای اینکه همه عالم هم خلاصه‌اش همین انسان است. انسان یک موجودی است خلاصه همه موجودات عالَم است از همه موجودات عالم یک چیزی در انسان هست و یک زیاده هم دارد. انسان اگر درست بشود، همه چیز عالم درست می‌شود. اگر این انبیا موفق شده بودند که آن برنامه‌ای که دارند - که انسانسازی باشد - اگر موفق به این معنا شده بودند، الآن عالَم یک عالَم دیگری بود و اوضاع یک اوضاع غیر این اوضاعی بود که الآن ما ملاحظه می‌کنیم، لکن خوب، موفق نشدند به واسطه کارشکنیهایی که شد و بعد از آنها شد. و از این جهت چون اداره عالَم را تقریباً غیرانسانها می‌کنند، از این جهت آنکه انبیا آن را می‌خواستند نشده است. این کاری که شما می‌کنید هم یک شعبه‌ای از همان کار است، کار انبیاست که می‌خواهید که انسان درست کنید؛ می‌خواهید دانشگاهتان افرادی که انسان باشند بیرون بدهد. همینی که دیگران می‌خواهند نگذارند.
آنقدری که اینها از انسان می‌ترسند، این خارجی‌ها آنقدری که از انسان می‌ترسند از چیز دیگر نمی‌ترسند. همه عالَم دست آنهاست، اما اگر چهار تا انسان در یک جایی پیدا بشود، زندگی آنها را تباه می‌کند. و لهذا کوشش می‌کنند که در این مملکتهایی که می‌خواهند از آن استفاده کنند انسان در آن پیدا نشود. کوشش می‌کردند که - از زمان رضا خان که من همه آن را یادم هست - کوشش می‌کردند که در مجلس شورای ملی، انسان نباشد در سرتاسر اداره و نمی‌دانم، وزارتخانه‌ها و اینها، یک انسان مُهَذَّبی که اسلامی باشد و کار از او بیاید نباشد و لهذا تقریباً همه مجلسها اینطوری بوده، تقریباً نه، تحقیقاً. بودند بعضی از افراد صحیح و همانها اسباب زحمت شدند. الآن هم همان مسائل هست؛ یعنی آنها باز هم چشم طمعشان به اینجاهاست، آن ذخایری که ممالک شرق دارد، ایران دارد، نمی‌گذارد آنها راحت باشند، خصوصاً که ایران وضعیت جغرافیائی‌اش هم یک وضعیت حساسی است.
اغتشاشات داخل کشور به دست بیگانگان
آنها دست برنمی دارند از ایران، نه از طرف شرقیها و نه از طرف غربیها، و با هر