ما پایگاه درست کنید. این هم از این جهت. چطور فرقی نکرده است حالا با سابق؟ این هم یک فرق؛ فرقهای اساسی، آزادی، استقلال. فرق اساسی راجع به سازندگی هم که معلوم است که یک مملکت به این وسیعی با آن خرابی، با یک ماه، دو ماه، یک سال، دو سال نمی‌شود آن را برگرداند به بهشت برین، زحمت لازم دارد. خراب کردند اینها، پنجاه و چند سال کوشش کردند در خرابی این مملکت به اسم آباد کردن و به اسم تمدن بزرگ. آباد کردن یک جایی که پنجاه سال، پنجاه و چند سال به خرابیش کوشش شده است به این آسانی درست نمی‌شود. این اشخاصی که دور افتادند و پیش جوانهای ما، از احساسات پاک جوانهای ما استفاده غیرصحیح می‌کنند، اینها هر جا می‌رسند می‌گویند:
«خوب، هیچ کاری نشده». کارهایی که شده است یک کارهای اعجازآمیز بوده است.
اینها را اصلش صحبتش نمی‌کنند. کارهای اعجازآمیز کرده این مملکت، کارهایی کرده است که تمام حسابهای حسابگرها را باطل کرده است، مع ذلک اینها هیچ صحبتش نمی‌کنند. اگر یک جایی، یک چیزی ببینند صدمقابلش می‌کنند و منتشرش می‌کنند.
هدف دشمن از ایجاد یأس در ملت
اینها نمی‌دانم چه جور مردمی هستند؟ خودشان را به اسم خدمتگزار جا می‌زنند، لکن دائماً برخلاف مسیر ملت قدم برمی‌دارند، و قدمهاشان برخلاف مسیر ملت است، کارشکنی می‌کنند، مردم را به یأس می‌کشانند. اینها نمی‌دانند این معنا را که اگر مردم مأیوس بشوند، به منزله شکست خوردن است؟ یا می‌دانند و عمداً این کار را می‌کنند؟
من بسیاریشان را عقیده‌ام هست که عمداً با حساب دقیق [است‌] این اعمال حساب شده است، حسابش هم از خارج است. حالا هم که آن لانه فساد را جوانهای ما رفتند و گرفتند.
روی این اصل که دشمن ما را شما نگه داشتید و نوازش می‌کنید، در صورتی که ما خزاین‌مان پیش او هست، طلب از او داریم. باید بیاید اینجا طلبهای ما را بدهد. خزاین مملکت را برده است و بانکها را پُر کرده است. اینهمه جنایات کرده و اینهمه جوانهای ما