سفارتخانه‌ها حق ندارند که - حفاظتشان با خود دولت است - تفنگدار وارد کنند، و اینها تفنگدارها در آنجا داشتند، اسلحه‌ها در آنجا داشتند. سفارتخانه‌ها حق ندارند که جاسوسی کنند، توطئه بکنند، و اینها جاسوسی می‌کردند.
نفی مذاکره با امریکا
بعد هم آقای کارتر تفضُّل فرمودند که دو نفر بفرستند با ما صحبت بکنند. ما چه صحبتی با شما بکنیم؟ صحبت با شما کی‌ بکند؟ جواب این زنهایی که بچه‌هاشان را از دست دادند، پدرهایی که جوانهاشان را از دست دادند، آنهایی که در این طول زمان از امریکا ضربه خوردند، ممالکی که ضربه خوردند این قدر، ما جواب اینها را چه بدهیم؟
ما جواب این مملکتهای کثیری که با امر امریکا، با توطئه امریکا، آنها را به نابودی کشیدند، وجداناً جواب آنها را چه بدهیم؟ بنشینیم با کی‌ صحبت کنیم؟ رد کردم این را که نه. نه ما یک همچو حقی داریم، نه دیگران یک همچو حقی دارند. ما تابع ملت هستیم، ما خدمتگزار ملت هستیم، ما باید روی مسیر ملت سیر بکنیم. ما هیچ خوفی از این نداریم که بربخورد به آقای کارتر یا امثال او و توطئه زیادتر بکند. یک کسی، یک کشوری که برای خدا قیام کرده است، فریادش الله اکبر بوده، او را از چه می‌ترسانند اینها؟ یک کشوری است که جوانها در میدان رفتند و با تانکها مقابله کردند. نه جوانها، بچه‌ها. یکی از دوستان می‌گفت که من خودم شاهد بودم که یک موتورسواری، بچه ده، دوازده ساله‌ای حمله کرد به تانک و رفت زیر تانک. یک همچو مملکتی را نمی‌توانند اینها خوف در آن ایجاد کنند. کی را می‌ترسانند؟ من از بچگی در جنگ بودم، تا حالا نگفتم.
ما مورد هجوم «زَلَّقی‌» ها (1) بودیم. مورد هجوم «رجبعلی» ها (2) بودیم و خودمان تفنگ داشتیم. و من در عین حالی که تقریباً اوایل شاید بلوغم بود، بچه بودم، دور این‌