سنگرهایی که بسته بودند در محل ما، و اینها می‌خواستند هجوم کنند و غارت کنند، آنجا می‌رفتیم سنگرها را سرکشی می‌کردیم. اینها از چی ما را می‌ترسانند؟ ما برایمان مطرح نیست این امور. ما شیعه آنها هستیم که بچه‌های کوچکشان را فدا کردند برای اسلام. ما از چه بترسیم؟ مملکت اسلامی پیشِمان مطرح است. هیچ چیزی مطرح نیست پیشِمان جز اسلام. و یک ملتی فریاد می‌زنند، الله اکبر می‌گویند و جمهوری اسلامی را می‌خواهند. ما پیشِمان چیز دیگر مطرح نیست. ما نمی‌ترسیم از اینکه امریکا توطئه کند، یا فرض کنید تهدید کند ما را. ما از تهدید او نمی‌ترسیم، ملت ما هم نمی‌ترسد، آن کسی می‌ترسد که این دنیا را دارِ قرار (1) می‌داند. آنها که این [دنیا] رادار قرار نمی‌دانند، دار قرار را جای دیگر می‌دانند. ملتی که می‌گوید من شهادت را استقبال می‌کنم، جوانهایی که می‌آیند، حالا هم می‌آیند پیش من، بعضی می‌گویند که شما دعا کنید که ما شهید بشویم، مادرها می‌گویند دعا کنید که من یک جوان دادم، این جوانم هم شهید بشود. یک همچو تحولی که در یک ملت پیدا شده، از چه چیزی می‌ترسد این ملت؟ آقای کارتر ما را از چه چیز می‌خواهد بترساند؟ تفنگدارهای آنها، نظامیهای آنها از چه چیز، ما را می‌ترسانند؟
بفرستند هر کاری می‌خواهند بکنند. ببینند می‌شود یا نمی‌شود یک ملت بیداری را با آن حرفهای بیهوده آنها اغفال کرد.
مشروط بودن مذاکره با امریکا
ما با کی‌ ملاقات کنیم؟ با چه جمعیتی ملاقات کنیم؟ با آنهایی که اسم خودشان را بشردوست گذاشتند، لکن دوایی اگر چنانچه ببینند که بخواهند تجربه کنند که آیا ضرر دارد یا ندارد می‌فرستند در طرفهایی، همان طوری که شما، دکترهای شما وقتی که بخواهند امتحان کنند یک دوایی را به خرگوش می‌زنند یا به موش می‌زنند، اینها به دنیای سوم می‌فرستند. ما با اینها می‌توانیم بنشینیم صحبت کنیم؟ ما با اینها می‌توانیم که، مملکتی را که آنها این‌طور ما را حساب می‌کنند، مثل خرگوش ما را حساب می‌کنند یا بدتر،