حالا این امر محول به خود این آدم است که ببینیم چطور تشخیص می‌دهد. آیا تشخیص می‌دهد که برای به دست آوردن ریاست جمهوری این است که یک جنگی در دنیا راه بیندازد و مملکت خودش را به خرابی بکشد؟ این‌طور تشخیص می‌دهد تا وارد بشود به جنگ؟ آن هم در جنگ شکست خواهد خورد. احتمال اینکه او در جنگ پیروز بشود نیست در کار. و یا تشخیص می‌دهد که چنانچه روی موازین عقلی و عقلایی رفتار کند که یک مجرمی که به این مملکت پنجاه و چند سال جرم کرده و جوانهای ما را کشته و همه ذخایر ما را برده است و از بین برد و مملکت را به تباهی کشیده، او را تحویل بدهد. وقتی تحویل داد ما هم این اشخاصی را بر فرض اینکه اینها مجرم باشند - که مجرم هم هستند، اینها را ما مجرم می‌دانیم که در اینجا هستند - لکن اگر او را تحویل داد و اموال ما را هم تحویل داد، آن وقت ما مضایقه نداریم که اینها را عفوشان کنیم.
- [مطبوعات غرب دائماً در مورد دیکتاتوری و هرج و مرج در ایران گزارشهای دروغین طرح می‌نمایند، از آنجایی که اولین بار است که شما اروپا را مخاطب قرار می‌دهید، پاسختان در مورد این اکاذیب چیست؟]
- خود شما دارید می‌گویید که دروغ دارند می‌گویند. من متأسفم از اینکه غرب با آن هیاهو که در دنیا راه انداخته است راجع به تمدن، راجع به انسانیت غرب و اینها، آن وقت این دستگاه مخابراتی آنها که حساسترین دستگاه است، این‌طور باشد که مطالبی که در ایران اصلاً وقوع پیدا نکرده، آنها در آنجا تبلیغ می‌کنند و نشر می‌دهند. و اگر یک چیزی اینجا یک‌طور تحقق پیدا کرده، آنجا عکسش را منتشر می‌کنند. این چه ممالکی است که مطبوعاتشان این‌طور است. این آزادی که این آقایان به این مطبوعات داده‌اند، این آزادی سالم است؟ صحیح است؟ مطبوعاتی که لسان یک مملکت است، آبروی یک مملکت به آنها بسته است، اینها بنا بگذارند این‌طور اراجیف را بنویسند؟ دروغها را بنویسند؟ مملکت را بگویند که دیکتاتوری است؟ کجای مملکت ما دیکتاتوری است؟
بیایند ببینند اشخاص. ببینند کجای این مملکت دیکتاتوری است؟ چه دیکتاتوری کرده‌اند اینجا؟ اینجا همه دارند به آزادی رفتار می‌کنند. همه کاری را دارند می‌کنند و ما