بیاورد می‌تواند در امریکا برای خودش یک مقامی تحصیل کند. و تمام نظرش هم به این است که در دوره آتیه هم رئیس جمهور بشود. تمام نظر او این است. اصل این ابرقدرتها، ما آن طوری که تجربه برایمان ثابت شده است، این قدرتهای بزرگ، چه ابرقدرتها، چه قدرتهای مادون آنها، اینها اصلش به اینکه، به بشر نظر داشته باشند، حتی به بشر مملکت خودشان، اینها سودجو هستند. خودشان را می‌بینند. غیر خودشان چیزی را نمی‌بینند. و برای خودشان فعالیت می‌کنند. حالا یک عده‌ای هم از مملکت خودشان به باد فنا برود.
از ممالک دیگر به باد فنا برود. اینها شانس پیدا بکنند در ریاست جمهور چند سال. دیگر عالم هرچه می‌خواهد بشود، شده است. از این جهت من احتمال این را می‌دهم. من یک قصه‌ای دارم در پاریس. یکی از مقامات بالا آمده بودند پیش من. آنجا صحبت از اینکه یک وقت در چین که شلوغی واقع شده بوده است، چه شده بوده است که، حالا تفصیل را خوب یادم نیست. و خوف این را داشتند که سفارتشان را که در چین هست آنجا چه بکنند. آن شخص گفته بود، برای من ترجمه کرده بودند. این‌طور ترجمه کردند که می‌گوید که ما افرادی که از خودمان در آنجا بود، برایمان خیلی مطرح نیست. مبلها مهم است. آنکه برای ما مهم است، آن مبلهای قیمتی بودند و ما خوف این را داشتیم که آن مبلها از بین برود. اما افراد بروند، بروند. این طوری است مسئله. آنهایی که تربیت انسانی ندارند، آنهایی که مهذب نیستند، آنهایی که تحت فرمانهای آسمانی تربیت نشده‌اند، آنها غیر از خودشان هیچ نمی‌بینند. و تمام منافع را برای خودشان می‌خواهند. آقای کارتر هم از آن اشخاصی است که تربیت آسمانی ندارد. اگر شنیده باشید، این چند روز، یک دفعه رفته است کلیسا و دعا کرده که این افراد خارج بشوند. شما بدانید که این دعای او هم مثل دعاهای محمدرضاست که مشهد می‌رفت و دعا می‌کرد. اینها همان مثلی است که یکی از حکمای ما عبید زاکان (1) گفته است که مژدگانی که گربه عابد شده است. همین است مسئله. بنابراین هیچ احتمال این معنا که ایشان برای خاطر محمدرضا یک کاری را بکند و انساندوستی وادار کرده باشد که آن کار را بکند، ما همچو احتمالی را نمی‌دهیم.