دیگر قویتر باشد این است که آنها می‌دانند که به وسیله این شخص فاسد (1)، چه جرمهایی ارتکاب کرده‌اند، خودشان مطلع هستند از این. شاید بسیاری از جرمهایی که محمدرضا ارتکاب کرده است، غیر از او و رؤسای جمهور اطلاع نداشته باشند. حتی شاید خود دستگاه دولتی هم، نه دولتی ما و نه دولتی آنها، شاید، و این اسراری باشد، این حد جرایم اسراری باشد پیش رئیس جمهور وقت و محمدرضا. آنچه به نظر می‌رسد آقای کارتر خوف این معنا را دارد، وحشتزده شده الآن که چنانچه محاکمه بشود محمدرضا و ما او را محاکمه بکنیم، علاوه بر جرایم خودش که ثابت خواهد شد، جرایم دیگران که رؤسای جمهور وقت بوده‌اند و خصوصاً آقای کارتر که در اخیر رئیس جمهور بوده، جرایم آنها هم ثابت خواهد شد. و همانطوری که ما تقاضای محاکمه محمدرضا را کرده‌ایم و می‌کنیم و محاکمه ان شاء الله خواهیم کرد، آن وقت تقاضای محاکمه رؤسای جمهور را هم خواهیم کرد. آنهایی که در این جرایم شریک بوده‌اند، هر مقامی که می‌خواهد باشد، کارتر باشد یا نیکسون باشد یا جانسون باشد (2) یا هر که باشد، ما تقاضای این را می‌کنیم که آنها را محاکمه کنند، و خوفی که الآن کارتر دارد این است، او خوف این را دارد که جرایمش ثابت بشود. و ما تعقیب کنیم او را برای جرایم. و شانس او در ریاست جمهوری که طمعش را دارد، از بین برود. از این جهت به دست و پا افتاده است. به وسائل مختلف الآن او دست و پا می‌کند. شاید روزی نباشد که یکی، دو تا، سه تا از وزارت خارجه ما برای ما اوراقی می‌آید که از خارج آمده است. از ممالک مختلف که آنها تشبث کرده‌اند و آنها سفارش اینکه این گروگانها را رها کنید و یک قدری مثلاً چه بکنید و این مسائل. بنابراین انگیزه‌ای که آقای کارتر دارند، ما شاید شک نداشته باشیم که این انگیزه، انگیزه انساندوستی نیست. این انگیزه، انگیزه این است که خوف دارد. او الآن وحشتزده شده است و حق هم دارد که وحشتزده بشود. برای اینکه آدمی که خائن هست، خایف است، می‌ترسد و ایشان خیال کرده بود که با یک مانورهایی که پیش‌