حرف می‌زنند. و یا دیده‌اند و عمداً می‌خواهند خلاف بگویند. اصل بیست و ششم از قانون اساسی موجود، این قانون اساسی ما، احزاب و جمعیتها و انجمنهای سیاسی و انجمنهای اسلامی، اقلیتهای مذهبی آزادند. و شرط این است که توطئه نکرده باشند برای اینکه مملکت ما را، ملیت ما را، جمهوری اسلامی ما را نقض کنند. این متن قانون اساسی است. لکن گرفتاری که ما از این، بعضی از این احزاب سیاسی، بعضی از اینها که منحرف‌اند، گرفتاری که ما از اول داشتیم این بوده است که از اول که این ملت آمده است و با فریاد الله اکبر و با فریاد اینکه ما جمهوری اسلامی می‌خواهیم، قیام کرده است و همین ملت که فریاد کرد و کشته داده است، این ملت غلبه کرده است، از آن اول که اینها غلبه کردند، دستجات اینها روییدند، یا از خارج آمدند و یا در داخل که در انزوا بودند بیرون آمدند، از سوراخها بیرون آمدند و شروع کردند کارشکنی. تا توانستند، شروع کردند به اینکه این جمهوری باشد، جمهوری اسلامی لازم نیست. اسلامی‌اش بیخود است، بعد هم یک دسته دیگر جمهوری دمکراتیک باشد. اسلامی‌اش لازم نیست. بعد هم یک دسته دیگر جمهوری اسلامی دمکراتیک باشد. مردم ما، ملت ما، صد درصد اگر نگوییم، 2 / 98 درصد رأی داده‌اند به جمهوری اسلامی. بعد یک دسته که جزو همان کمتر از دو قسمتی که از صد باقی مانده است، اینها شروع کردند به اینکه می‌خواستند که نگذارند اولاً که رأی مردم بدهند. حالا که رأی دادند، شروع کردند به اینکه اخلال کنند.
بعد از آنکه از آن مرحله گذشت، همچنین قدم به قدم، سیاستشان سیاست قدم به قدم بود. از آن مرحله گذشت و دیدند که مردم رأیشان را داده‌اند. آمدند دنبال اینکه نگذارند قانون اساسی نوشته بشود. قانون اساسی را نمی‌خواستند نوشته بشود. بعد که قانون اساسی را شروع کردند نوشتن، اینها باز شروع کردند به اشکالتراشی. بعد که آرای مردم را جست و جو کردند راجع به اینکه مردم می‌خواستند وکلایشان را تعیین بکنند، اینها شروع کردند به سمپاشی که وکلا تعیین نشوند. بعد که وکلا تعیین شدند و مجلس، مجلس خبرگانی که مردم با یک آرای زیاد، اکثریت قاطع تعیین کردند، اینها شروع کردند به اینکه هی اشکال کنند به خبرگان یا اشکال کنند به اصولی که خبرگان گذرانده‌اند. بعد از اینکه از آن هم‌