می‌رود. الآن مملکت شما فعلاً احتیاج دارد که همان نهضتی که اول داشتید، و هیچ کدام فکر آن چیزهایی که خودتان می‌خواستید نبودید. آن وقتی که در خیابان می‌رفتید و فریاد می‌زدید «الله اکبر» و باید برود این رژیم، ابداً به فکر این نبودید که ناهارمان امروز چیه. یا منزل ما امروز چه جوری است. هیچ به فکر این نبودید. این معلوم است اگر بودید نمی‌شد اینطور. بعد که - دنبال هر انقلابی این هست - بعد که رسیدید به یک قدم، پیروزی به نظرتان آمد که ما حالا پیروزیم الحمدللَّه. حالا که پیروزیم برگشتید به وضع خودتان. ببینیم وضعمان چه جوری است. [به‌] وضع خودتان برگشتید دیدید که خوب، نابسامانی هست. اینها شروع کردند به ایجاد ناراحتی. در این موقع ایجاد ناراحتی کردن [د]. هی رفتند پیش کارخانه دارها که ببینید به شما حقوق چند می‌رسد. به آنها زیادتر می‌رسد. خانه شما چطور است. خانه آنها چطور است. رفتند تو کشاورزها همین‌طور.
رفتند تو دبیرستان و در جاهای دیگر همین‌طور. هر جا توانستند رفتند. حالایی که دنبال انقلاب است و ناراضی شروع می‌شود ناراضی را دامن زدند. زیادش کنند و حالا هم مشغولند به همین امر.
استمرار نهضت با شرکت در انتخابات
الآن وظیفه ملت ما، هر که در هر جا هست، این است که همان نهضتی که از اول بود، که متوجه به این نبود که من حالا چی دارم یا چی ندارم، همان را ادامه بدهد تا وقتی مستقر بشود حکومت. الآن بین راهی هستیم و متزلزل. ما که نرسیدیم به نقطه اعلی‌. ما الآن رسیدیم به جایی که بعضی از ابزار حکومتی درست شده. قانون اساسی‌اش رأی داده شده است. اصل جمهوری اسلامی رأی داده شده. اما، ما، نه رئیس جمهوری داریم، نه مجلسی داریم. مجلس باید همه کارها را انجام بدهد. استقرار ندارد الآن مملکتمان. باید ما کاری بکنیم که با همان نهضتی که تا حالا آمدیم، این را نگهش داریم تا بتوانیم ما این مراحل بعد را با سلامت طی بکنیم. اگر بنا باشد که از حالا شروع کنیم به اختلاف سر رئیس جمهور و سر - عرض بکنم که - آنهایی که باید در مجلس بروند و