می‌کردند. و به من گفت من رفتم در آن قلعه حسن فلک، (1) که یک قلعه کوچکی است. رفتم آنجا دیدم آنها همان را می‌گویند که تهران می‌گویند. من در پاریس امیدوار شدم به اینکه ما ان شاء الله پیروز هستیم. وقتی بنا شد یک ملت اینطوری قیام بکند، این یک دست غیبی تو [ی‌] کار است. این نمی‌شود که با تبلیغ و با صحبت، و آخوند منبر برود یک چیزی بگوید، نمی‌شود. این یک قضیه‌ای بود که خدا خواست و ما پیروز شدیم بحمدالله. و امیدوارم که پیروز هم بشویم تا آخر. لکن این توجه باید برای ملت ما باشد که اینها مهمشان این است که در همین داخل ما را آسیب بزنند، (2) آسیب بردار کنند. این یک نقشه بود که قم و تبریز با هم شروع کردند. نقشه است این، که به همان وضعی که قم شروع کرد، به همان وضع تبریز شروع کرد، و در همان ساعت قبل از ظهر روز جمعه در اینجا به یک وضع خاصی شروع شد به اخلالگری، و در تبریز همان وقت با همین وضع خاص، یعنی مثل اینکه همین یک گروه بودند دو تا شدند. یک دسته‌اش آنجا، یک دسته‌اش اینجا. به همین وضع آنجا شروع شد، که معلوم است یک توطئه‌ای بوده است که خوب دارند اینها و الآن هم در تبریز همین هستش. الآن هم به من اطلاع دادند که دارند باز مجهز می‌شوند اینها. می‌خواهند که نگذارند یک استقراری در این مملکت پیدا بشود تا منعکس بشود به خارج که اینها قابل این نیستند که آزادی داده بشود. و ما باید با تمام کوششمان، کوشش کنیم که این نقشه را خنثی کنیم. یعنی هر که در هر جا هست خوب کار کند. اسلامی کار کند. اتکایش به اسلام باشد. شما در همان محلی که هستید، اسلامی کار کنید. این خواهرها در هر جا که هستند، اسلامی کار کنند. کشاورزها در محل خودشان اسلامی کار کنند. وقتی بنا شد همه جا اسلامی کار کنند نظم پیدا می‌شود. انتظام پیدا می‌شود. اگر در ارتش به‌طور اسلامی عمل بشود، در ژاندارمری، در شهربانی، در پاسدارها، در همه جا به یک نظم کار بشود، به یکجور کار بشود، کار پیش‌