دیگری مثل کمونیست این می‌شود، اول شماها بریزید و بکشید - و چنانچه دارند همین کار را می‌کنند - و مردم را سرکوب کنید، لکن این استقرار نمی‌تواند پیدا کند.
سرکوب ملتها به دست حکومتهای دست نشانده
و عمده این است که حکومتها نمی‌توانند بفهمند تکالیف خودشان را راجع به ملتها.
حکومتها هرچه روی کار آمدند، تقریباً آمدند برای سرکوبی ملتها. در صورتی که حکومت یک ملت - خصوصاً در آنجاهایی که دعوی دموکراسی و امثال ذلک می‌کنند - برای خدمت مردم است نه برای سرکوبی مردم. لکن ما می‌بینیم حکومتها اینطور نیستند. این حکومتهایی که ما با ایشان مواجه بودیم و دیدیم، که همه می‌دانید وضعشان چه بوده، و این حکومتهای همجوار ما هم می‌دانید که همه اینطور هستند که یک دسته اقلیتی با قدرت و سرنیزه و پشتیبان داشتن از خارج می‌آیند و یک ملتی را سرکوب می‌کنند، تا آن اندازه‌ای که بتوانند؛ و ملتها بیدار بشوند. از آن جمله مسئله ایران بود، که ایران مبتلا بود به یک حکومتی که با سرنیزه انگلیسها اول، و با سرنیزه این قوای ثلاثه؛ این متفقین (1)، و در ادامه‌اش با سرنیزه امریکا به این ملت مسلط شد و رساند کار را به آنجایی که همه دیدید.
امتیازات انقلاب اسلامی از دیگر انقلابها
لکن اینطور نبود که این نهضت ایران نهضت یک قدرتمندی باشد، ضد یک قدرتمند دیگر که آن قدرتمند با سرنیزه بیاید این قدرتمند را خارج کند و خودش با سرنیزه سرکوب کند. این یک نهضتی بود که از متن ملت بپا شد. نهضت، نهضت ملی بود.
یعنی، ملت از زن و مرد، از بچه و بزرگ، همه قیام کردند و این حکومت جائر را از بین بردند. این یک امتیازی است بین این نهضت اسلامی ایران با نهضتهای دیگر، که این صد در صد ملی بود. یک شخصی که سرنیزه دستش باشد، و بیفتد جلو و همه مردم را