مفتخر به اینکه همچو روحیه‌ای در تمام سربازها پیدا شده. امیدوارم که با همین روحیه بر مشکلات غلبه کنید، و مملکتتان یک مملکت مستقلی برای خودتان باشد. دیگر نه ابرقدرتها بر شما غلبه کنند و نه هرچه دارید در طبق بگذارید و به آنها بدهید. خدا ان شاء الله همه شما را تأیید کند. ان شاء الله.
[در اینجا سرهنگ صدری خطاب به امام بیان داشت: به عنوان استدعا در خاتمه عرایضی داشتم.
سربازان لشکر 28 انتظار دارند یک پیامی از امام عزیزشان بشنوند، اگر استدعای حقیر مورد تصویب قرار گیرد.]
[امام فرمودند:]
اگر این حرفهایی که من زدم ممکن است منعکس بکنند. من واقعاً شاید همیشه در فکر این کردستان بوده‌ام. در فکر اینکه یک دسته فاسد آمدند و یک ناحیه از مملکت را آنطور کردند. به اسم اینکه ما می‌خواهیم برای مردم کار بکنیم. و حال اینکه دیدیم و شما دیدید که اینها فاسد بودند و می‌خواستند کردستان را خراب کنند. مردم را به بدبختی بکشند. و الحمدللَّه با روحیه‌ای که شما داشتید غلبه کردید بر آنها.
من به همه سربازانی که در کردستان برای اسلام سربازی کرده‌اند، و همه پاسدارانی که برای اسلام پاسداری و فداکاری کرده‌اند، دعا می‌کنم و از همه شما و از همه آنها متشکرم. من خود را منفعل می‌دانم که چرا نمی‌توانم بروم به همراه آنان جنگ کنم، برای اینکه من ضعیف هستم. امیدوارم که آنها موفق و مؤید باشند و پیش خدا روسفید، چنانچه هستند. و در پیشگاه اسلام از سربازهای اسلام و پاسداران محسوب شوند. با سلامت و سعادت و عزت و عظمت، مملکت خود را اداره کنید و به پیش بروید، ان شاء الله مؤید باشید.