بیرون کند؛ زیرا همه قدرتها پشت سر او بودند، همه قدرتها چه قدرتهای غیر اسلامی که مهم امریکا بود، برای شوروی هم و چه حکومتهای انحرافی بلاد مسلمین، تمام اینها طرفدار او بودند. شاهدیم که ما وقتی در عراق خواستیم که شروع کنیم به‌طور بارزی به مقابله با شاه، عراق نگذاشت ما آنجا بمانیم. و وقتی خواستیم به کویت برویم، کویت هم نگذاشت که ما وارد بشویم. و من دیدم که ما در هر یک از بلاد مسلمین برویم، همین حرف است. و خدا خواست که بهتر بشود و ما رفتیم به یک محلی که تحت سیطره ایران (1) نبود. گرچه آنجا هم ابتدائاً با ما مخالفتهایی شد، لکن کم کم آن مخالفتها تخفیف پیدا کرد. اینها امروز از زمان رضا شاه بیشتر در فکر هستند، زمان رضاخان مطالعات بود و ذهنیات که اگر روحانی با دانشگاهی پیوند کنند و اگر روحانی قدرت روحانیت خودش را دارا باشد، نمی‌گذارد که ما آنطور که می‌خواهیم استفاده کنیم از ایران. این یک ذهنیتی بود، مطابق با واقع هم بود، اما ذهنیت بود. امروز آن ذهنیت دیگر برای آنها عینی شد؛ دیدند که از روحانیت شروع شد، و دانشگاهها هم آنقدری که متعهد بودند پیوند کردند، و آنها هم که نبودند، الزام پیدا کردند به اینکه هم صدا باشند، و سایر قشرها هم، همه ملت. اینها دیدند که این روحانیین، در عین حالی که آنها خیال می‌کردند که نفوذ دارد، لکن نمی‌دانستند اینقدر نفوذ دارد. آن وقتی که شاه به عذرخواهی افتاد، شاه مخلوع به عذرخواهی افتاد، و شریف امامی (2) را آورد روی کار، اینها هی گفتند که خوب، ما اشتباه کردیم، ما نمی‌دانستیم که مردم اینطور روحانیت را می‌خواهند و ما این اشتباه را برمی‌گردانیم، ما خدمت می‌کنیم به روحانیون. از این چرندها شروع کردند گفتن برای اغفال، لیکن خوب، دیگر گوشها نمی‌شنید.
مختلط ننمودن امور در انقلاب فرهنگی دانشگاهها
اینها امروز دیده‌اند قدرت اسلام را، دیده‌اند که یک جمعیت سی و پنج میلیونی که‌