آن جوانهایی که بتوانند کار بکنند شاید پانزده میلیون، هجده میلیون، بیست میلیون باشد، بدون اینکه دارای یک تجهیزاتی باشند، و بدون اینکه تربیت نظامی دیده باشند، اینها با مشت غلبه کردند بر همه قدرتها، و آن کسی را که آنها همه می‌خواستند نگه دارند نتوانستند. اینها عینی شد برایشان که اسلام چقدر قدرت دارد. حالا بدتر و بیشتر درصدد این هستند که اسلام را نگذارند تحقق پیدا کند. این سنگربندیها که در دانشگاهها شد برای چی بود و کی‌ها بودند؟ آنهایی که میل داشتند که دانشگاه که تبدیل شده بود به یک غرب ساختگی، غربزده ساختگی، برگردد به یک دانشگاه اسلامی، که وقتی ولیده او می‌آید، نتیجه او بیرون می‌آید، افراد مسْلم و متعهد باشد؛ اینها بودند که سنگر گرفتند؟ یا همانها بودند که همان قلم و همان قدم و همان چیزهایی که زمان رضاخان می‌خواستند بشکنند این اسلام را و این قدرت را؟ اینها هستند که سنگرگیری کردند.
ما که می‌گوییم انقلاب فرهنگی، و البته در همه چیز باید باشد، لکن باید مخلوط نکنیم امور را به هم. اینهایی که در انقلاب فرهنگی هی صحبت می‌کنند و صحبت کردند، و من شنیدم اینها مخلوط می‌کنند امور را به هم، و این راه را دور می‌کند. دانشگاه و فیضیه، باید فقط راجع به دانشگاه شروع کنند، کار به این نداشته باشند اقتصاد ملت چیست. اگر دانشگاه بیاید راجع به اقتصاد بخواهد فرهنگ را جاری کند و فرهنگ اسلامی درست کند، از فرهنگ اسلامی دانشگاه هم باز می‌ماند. و اگر قشری دیگر که می‌تواند انقلاب فرهنگی درمثلاً ارتش بکند، بیاید بخواهد مخلوط کند و انقلاب فرهنگی را در دانشگاه بخواهد بیاید عمل کند، آن کار خودش هم از دستش می‌رود.
باید هر قشری در همان محل خودشان و در همان بنگاهی که آنها جزئیت دارند در آنها و عضویت دارند در آنجا، همان را مشغول بشوند. نه شما انقلاب اقتصادی را دنبالش بروید، نه آنهایی که می‌خواهند انقلاب اقتصادی درست کنند بیایند دنبال دانشگاهها. و من به شما حالا دارم عرض می‌کنم که این اختلاطها، البته افرادی هم که این اختلاطها را می‌گویند من سراغ ندارم که افرادی باشند که خدای نخواسته خیانتکار باشند، اغفال می‌شوند. اینهایی که می‌خواهند، می‌گویند همه را باید با هم درست کرد و جدا نمی‌کنند،