آنکه مهم است این ناسازگاری است که در ارگانهای اسلامی هست؛ هر جا بروی با هم توافق ندارند. هی دعوت به توافق می‌کنند همه، لکن خودشان هم توافق ندارند. این موجب نگرانی است؛ برای اینکه، این اسباب این می‌شود که این کشور به حال تزلزل باقی بماند. و اگر یک مدتی به این حال تزلزل باقی بماند آسیب از خودش پیدا می‌شود؛ یعنی، داخل خودش آسیب می‌بیند. محتاج به این نیست که از خارج بیایند و به ما آسیب برسانند. ما خودمان به جان هم می‌افتیم و خودمان را از بین می‌بریم. آنی که الآن نگرانی است این است که ما از یک طرف دستمان بسته است؛ برای اینکه ما بخواهیم انگشت بگذاریم روی افراد، بگوییم این خرابکار است، این خرابکار است، خوب این افرادی هستند که ما نمی‌توانیم بگوییم اینها خرابکار هستند، اینها اشتباه کارند. و نمی‌شود حالا ما اشخاصی که - فرض کنید - استاندارهایی که در اطراف هستند، یا وزرایی که در [وزارتخانه‌ها] هستند، یا اشخاص دیگر، و اینها را بگوییم که نه با اینها مبارزه کنیم ما، اینها از خودمانند دیگر. ما قبلاً مبارزه می‌کردیم. مبارزه یا شکست است یا پیشرفت، و هر دویش هم ما بُرد داشتیم، اما حالا که دیگر مبارزه نداریم. ما باید حالا با هم سازش بکنیم، تا اینکه این مملکتی که اینطور درهم و برهم است و اینطور از همه اطراف به آنها هجوم هست، خودمان این را پیش ببریم؛ لکن مع الأسف آدم می‌بیند که هر جا دست می‌گذارد اختلاف است. اختلاف بین استاندار با کسان دیگر، ژاندارمری با کسان دیگر، ارتش، پاسدار، چه، همه. همه بنگاهها، بنگاه‌هایی است که با هم اختلافات دارند و ممکن هم هست که روی اشتباهات باشد بسیاری‌اش؛ لکن اشتباه بزرگتر این است که این اشتباه را رفع نکنند که مطلب واضح این است. چنانچه به این حال باقی بمانیم نمی‌توانیم اداره کنیم این مملکت را، هیچ کس نمی‌تواند.
نظم و هماهنگی در اصلاح امور
تا یک نظامی در کار نباشد و یک هماهنگی بین قوه‌ها و بین استانها نباشد، این مطلب پیش برده نمی‌شود و مع الأسف این معنا تاکنون درست بین مردم، بین آقایان، بین - عرض می‌کنم که - سردمدارها و دولتمندها، به‌طور دقیق شناخته هم حتی نشده است؛