اگر شده است عمل به آن نشده است. این یک مسئله نیست که شما حالا بگویید - فرض کنید - فلان وزارتخانه یک اشکال دارد. هر وزارتخانه‌ای که بروید الآن در داخل آن یک افرادی، اشخاصی هستند که با هم سازش ندارند و بین آن وزارتخانه و با وزارتخانه دیگر هم ممکن است همانطور باشد و همه دستگاهها الآن درهم و برهم است و این را باید کی درست کند؟ غیر از این است که باید هرکس در هر جا هست آنجا را درست کند.
مثلاً، فرض بفرمایید شماها که در شهرستانها هستید، در استانها هستید، باید کوشش کنید که این استانی که هستید، آنجا را درستش کنید، ذهنتان را متوجه نکنید که یک جای دیگر خراب است. اگر بنا باشد که متشتت بشود ذهن آدم، شمایی که استاندارید بروید و بگویید که، در - فرض کنید - وزارتخانه کجا هم یک همچو اشکالاتی هم هست، شما کار خودتان را هم نمی‌توانید انجام بدهید. باید وزارتخانه‌ها را اشخاصی که در آن وزارتخانه هستند [اصلاح کنند] بعد که ان شاء الله مجلس تحقق پیدا کند به وسیله مجلس باید اینطور مسائل حل بشود و ان شاء الله امید است که حل بشود. لکن این مسئله است که باید هر کسی مثلاً، یک کسی که یک اختلافاتی در داخل خانه خودش هست، اگر بناباشد که این آدم اینجا را کار نداشته باشد، برود سراغ همسایه‌ها که ببیند همسایه‌ها چه جورهست وضعش، این نمی‌تواند خانه‌اش را اداره بکند. آن کسی که در خانه‌اش اختلاف است باید تمام همّش را صرف بکند که این اختلاف خانه‌اش را بردارد و بعد اگر دید که یک جای دیگر هم خرابکاری هست، خوب کار صحیحی است برود آنجا هم امر به معروف کند.
شما آقایان استاندارها چنانچه آن استانی که به منزله خانه خودتان است، تمام توجهتان را هم متوجه به آن بکنید که اولاً خود استانداری چه اشخاصی در آن هستند، اشخاص همه اشخاص صحیحند یا غیر صحیح، خوب شما خودتان می‌توانید آن اشخاص را تغییر بدهید. شما به عنوان اینکه در وزارت نفت - مثلاً - یک کسی خراب است، نباید از کاری که خودتان الآن در استان خودتان هست غمض عین کنید و بروید سراغ او. شما همه‌تان - هر فردی در هر مقامی که هست - ملاحظه کنید که آن محلی که هست - مثل خانه خودتان - اول همان داخل استانداری را ببینید چه جوری است، آنها را