مردم تحریک می‌کنند. تحریکات زیاد می‌کنند. کشاورزی را به حال اینکه نگذارند تحقق پیدا بکند، درآوردند. به حال تعطیل دارند درمی‌آورند. کارخانه‌ها را همین‌طور.
نمی‌گذارند که آرام باشد این مملکت، تا اینکه صنایعش راه بیفتد، کارخانه‌هایش راه بیفتد، زراعتش راه بیفتد و صنعتش ترقی بکند.
تحریکات عناصر مزدور در ایجاد اعتصابات
عمده این است که عده‌ای که نمی‌خواهند این مملکت یک استقراری پیدا بکند و نمی‌خواهند که یک جمهوری اسلامی - انسانی در ایران پیدا بشود. اینها درصددند که در هر جا بروند هی خرابکاری بکنند. هرجا انسان نظر می‌کند یک دسته اعتصاب کردند.
برای چی اعتصاب کردند. برای اینکه شلوغ می‌خواهند بکنند. یک دسته‌ای، وادار می‌کنند یک دسته دیگر را. جوانها هم زود باور. به مجرد اینکه یک نفر آدم می‌آید یک چیزی می‌گوید قبول می‌کنند از او. و نتیجه‌اش اینکه اعتصاب می‌کنند. از کار کنار می‌روند.
این اعتصاب پشت سر هم ضربه می‌زند به این مملکت. ضربه می‌زند به اقتصاد ما.
ضربه می‌زند به حیثیت مملکت ما. اینها نمی‌فهمند این را که اعتصاب در هر جا، هرکس در هر جا، در ارتش می‌روی اعتصاب هست، در کارخانه‌ها می‌روی اعتصاب هست، مدرسه‌ها اعتصاب می‌کنند، دانشجوها اعتصاب می‌کنند، همه، هر قشری، حالا دیگر این معنی رسم شده است که هر قشری اعتصاب کند. اینها نمی‌فهمند این معنا را که این اعتصابها حیثیت یک مملکتی را از بین می‌برد، و به خارج می‌فهماند این معنا را. و آنها هم که باید دامن به آن بزنند دامن می‌زنند. ابرقدرتها هم دامن می‌زنند به این معنا که بگویند که یک مملکت متزلزلی است. محتاج به این است که اداره بشود. یک نفر را بیاورند اداره‌اش کند. نمی‌فهمند اینها. توجه به این ندارند که اینهایی که می‌آیند براشان نطق می‌کنند و وادارشان می‌کنند به اعتصاب، و یک دسته هم دنبالشان می‌افتند به داد و فریاد، این مملکت را نمایش می‌دهند که یک مملکتی است که آرامش ندارد، متزلزل‌