است، حکومت مرکزی نیست در کار.
اغواگریها به منظور ایجاد آشوب و اغتشاش
این چه دستی است که در بین مردم است که دارد از هر طرف می‌کوبد اسلام را؟ این چه دستی است که در بین مردم است که جوانها را وادار می‌کند که به علمای اسلام بدگویی کنند. هر جا می‌رویم می‌بینیم یک دسته جوان بازی خورده، یک دسته ملّا را عقب می‌زند - عرض کنم که - چه می‌کند. ارتجاع! از این الفاظ نامعلوم که پیش آمده.
اینها نمی‌فهمند که چه دستی در کار است که دارند بین خود شماها در هر شهری، بین خود افراد شهر دارند به هم می‌زنند. نمی‌فهمند که این انعکاسش در خارج از ایران چیست. نمی‌دانند که بعد از اینکه منعکس شد که ایران نمی‌تواند خودش را اداره کند، یک قلدری را می‌آورند کودتا می‌کند. پدر همه‌تان را درمی‌آورد. نمی‌فهمند اینها. چرا باید اینطور؟ چرا بعض جوانهای ما اینقدر خوابند؟ چرا ضعیف الادراکند اینها؟ چرا عمق مسائل را ادراک نمی‌کنند؟
یک نفر آدم با اسم اسلام و با اسم قرآن و با اسم چه، بدون اینکه اطلاعی از اسلام داشته باشد، بدون اینکه اطلاعی از قرآن داشته باشد، می‌رود مردم را وادار می‌کند به اعتصابات و فحاشی به علما، فحاشی به مراجع، فحاشی به همه. آخر نمی‌دانند اینها که این اسباب این است که در خارج گفته بشود مملکتی ثبات ندارد، باید ثبات به مملکت داد. نمی‌دانند دشمنها احاطه کردند الآن به این مملکت، و چون آن منافعی که می‌خواهند از مملکت ببرند نمی‌برند، احاطه کردند که نگذارند این مملکت آرامش پیدا کند.
دنبالش یک کودتا بکنند. یک بساط درست کنند. چرا جوانهای ما این قدر خوابند؟ چرا گوش به حرف افرادی می‌دهند که اطلاعات از اسلام ندارند. با اسم اسلام دارند اسلام را می‌کوبند. باید یک قدری بیدار بشوند. یک قدر توجه بکنند به مسائل که حالا وقت اعتصاب است؟ یک مملکتی که از آن طرف گرفتار، از آن طرف گرفتار، تمام مجاورین ما با ما مخالف، حالا وقت این است که هر جوانی، هر دسته‌ای برسند یک جا اعتصاب‌