روایت امر شده است، امر به قرائت است و تعلیم [و] تربیت. کانّه می‌خواهد بفرماید که آن ربّی که ربّ تو است و احاطه به همه موجودات دارد، تو باید قرائت کنی و تربیت کنی مردم را به آن راه، همان ربّ رسول آن هم ربّ رسول خاتم؛ پیغمبر مأمورند که مردم را دعوت کنند به ربّ رسول، به ربّ رسول اکرم و ربّ رسول خاتم. و قرآن برای همین آمده است و اسلام برای همین آمده است که تربیت کند انسانها را که اگر تربیت برایشان نباشد، از همه حیوانات درنده‌تر [و] موذیتر است. انسان یک همچه موجودی است که اگر در تحت تربیت واقع نشود، هیچ حیوانی در عالَم، هیچ موجودی در عالَم به خطرناکی این موجود نیست و به موذیگری این موجود نیست. همه انبیا که آمدند، برای تربیت این موجودند که اگر سرخود باشد عالَم را به هم می‌زند، و مع الأسف انبیا هم موفق نشدند به اینکه مأموریت خودشان را تحقق بدهند.
وَالْعَصْرِ، انَّ الْانْسانَ لَفی‌ خُسْرٍ؛ (1) عصر هم محتمل است که در این زمان حضرت مهدی - سلام الله علیه - باشد، یا انسان کامل باشد که مصداق بزرگش رسول اکرم و ائمه هدی، و در عصر ما حضرت مهدی - سلام الله علیه - است. قسم به عصاره موجودات عصر؛ فشرده موجودات، اینکه فشرده همه عوالم است، یک نسخه‌ای است، نسخه تمام عالَم. همه عالَم در این موجود، در این انسان کامل، عصاره است و خدا به این عصاره قسم می‌خورد و می‌فرماید که: انَّ الْانْسانَ لَفی‌ خُسْرٍ؛ انسان در خسارت است، انسان شقی است. الَّا الَّذینَ امَنُوا؛ (2) یعنی، الّا آن اشخاصی که تحت تربیت واقع شده‌اند، نه اسلموا، آمنوا؛ مؤمنها، غیر اشخاصی که در تحت تربیت انبیای عظام واقع شدند و در این زمان در تحت تربیت رسول اکرم واقع شده‌اند، همه‌شان خسارت دارند، در زیان و خُسر هستند. مستثنی فقط مؤمنین‌اند. که مؤمنین البته دارای این صفات هم هستند: وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ (3) این استثناست، مابقی همه ما دیگر در خسران هستیم. و اسلام آمده است‌