می‌فرمایند: بروید این فرعون را نصیحت کنید شاید به راه بیاید. مطرح این است که فرعونها، آنهایی که همه‌شان نفس فرعونی دارند، خیال نکنید که هم یک شخصی یا یک اشخاصی بودند، فرعون بودند. انسان تا تربیت اسلامی یا تربیت مکاتب توحیدی پیدا نکند، این فرعونیت در باطنش است، شیطنت هم در باطنش هست، خودخواه است و اسلام برای این آمده بود که این خودخواهیهایی که مانع از وصولند، مانع از رسیدن به آن هدایت مطلقند، از پیش پای مردم بردارند. در نقل است که پیغمبر اسلام دید یک عده‌ای را گرفته‌اند، اسیر کرده‌اند دارند می‌آورند، فرمود: که ما باید با زنجیر اینها رابه بهشت ببریم. آنقدر پیغمبر غصه می‌خورد به اینکه این مردم هدایت نمی‌شوند، که خدا به او تسلیت می‌فرماید که فَلَعلَّکَ باخِعٌ نَفْسَکَ عَلی‌ آثارِهِمْ إِنْ لَمْ یُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدیثِ اسَفاً. (1) قضیه، قضیه ایمان است نه قضیه گرفتن یک جایی و سلطه پیدا کردن به یک کشور است، قضیه این است که ایمان بیاورند.
جمهوری اسلامی باید مشی‌اش این باشد که هدایت کند مردم را. خدا ان شاء الله این منحرفینی که الآن در کشور ما و سایر کشورهای اسلامی هستند هدایت کند که اینها به راه بیایند. اسلام می‌خواهد که مردم بیایند در تحت لوای او و آنها را از این گرفتاریهایی که دارند و سرگشته‌اند و حیرانند و این‌ور و آن‌ور می‌زند برای پیدا کردن کمال و خودشان هم ملتفت نیستند کمال مطلق چی هست، آمده است اینها را از این سرگردانیها بیرون بیاورد؛ همه را به یک راه مستقیم هدایت کند و تاآخر برساند. چرا از این اسلام فرار می‌کنند؟ در اسلام هرچه هست برای صلاح حال ملتهاست، برای صلاح حال بشر است.
اسلام می‌خواهد اینهایی که منحرف هستند اینهارا برگرداند به یک راه راستی، به یک راه سلامتی، همه با هم برادر باشند، همه با هم دوست باشند، محبت داشته باشند، مثل اهل بهشت باشند که اخْواناً عَلی سُرُرٍ مُتَقابِلینَ؛ (2) برادرند همه، هیچ حقد و حسدی آنجا دیگر