نیست، شستشو شده‌اند؛ اگر - خدای نخواسته - هم جهنمی باشیم در جهنم شستشو می‌شود، جهنم راه بهشت است. اسلام آمده است که همه این گرفتاریهایی که در بشر هست زایل کند و همه را به راه راست و با برادری، با برابری، با خوشی اینها را ببرد، راه ببرد همان طوری که چوپان گوسفندهای خودش را راه می‌برد، همان‌طور که چوپان علاقه دارد که این گوسفند در یک جای خوبی چَرا بکند. می‌گویند پیغمبرها غالباً یا همه چوپانی هم کرده‌اند.
چرا این گروه‌های منحرف از آغوش اسلام کنار می‌روند؟ بیایند ببینند که اسلام چه می‌گوید. و از اوّلی که بشر می‌خواهد ازدواج کند همراهش هست که این بچه‌ای که می‌خواهد از این بشر تولید بشود، یک بچه خوبی باشد، بعد هم در دامن مادرش اینطور، بعد هم در دبستانش اینطور، بالا و پایین تا آخر. اسلام می‌خواهد شما را هدایت کند به یک راه راستی. اسلام اینطور نیست که بخواهد به شما یک سلطه‌ای پیدا کند و یک آقایی بفروشد، خیر. پیغمبراکرم که شخص اول بود و بنیانگذار اسلام و بنیانگذار هدایت مردم، سیره‌اش را بروید ببینید چه جور بوده. آیا هیچ وقت سلطه جو بوده؟ وقتی با همین اشخاصی که رفقایش بودند، دوستانش بودند، دیگر سیاه و سفید و اینها مطرح نبود، نشسته بودند همه با هم، دور هم می‌نشستند؛ یکی آنجا بنشیند یکی پهلویش، بالا و پایین باشد، این هم نبوده. از اول بنا بوده است که یک اخلاق صحیح انسانی، آنکه برای انسان صالح است، آن را تربیت کنند به آن اخلاق، و تربیت کنند به آن عقاید و تمام اعمالی که دستور داده‌اند همه‌اش برای این است که، این را تربیت کنند که به آن مقصدی که به حسب فطرت دارد؛ فِطْرَتَ اللهِ الَّتی فَطَرَ النّاسَ عَلَیْها. (1) این فطرت توحید است، فطرت خداجویی است که در همه هست؛ کافر هم که دارد می‌رود دنبال اینکه یک چیزی پیدا بکند، خودش ملتفت نیست، این دنبال کمال مطلق است، این را کمال خیال کرده است.
هرکس هر عملی انجام می‌دهد برای این [است‌] که آن را یک چیز خوبی می‌داند، یک‌