که دست دوم است و از آن مسائل غفلت بکنید، خوب، احتمال این است که یک رئیس جمهور، یک وقتی آنها که در صددند، و اشخاص منحرف درصددند که یک منحرفی را - مثلا فرض کنید - تعیین کنند و جا بزنند، یک منحرفی که شاید در طول مدت حیاتش هم خودش را ملی جا زده، چنانچه دیدید مثل بختیار که در جبهه ملی و - نمی‌دانم - از طرفدارهای دکتر مصدق، و اینها ده - بیست سال اینجا این را حفظش کردند و [با چهره‌] ملی، بعد هم دیدید چه جنایتکاری از کار درآمد و الآن هم مشغول هست. یک آدمی که به امریکا [پیشنهاد] می‌کند که دخالت نظامی مثلاً بکن - شاید گفته است - و قضیه اقتصادی را به قاعده گفته است که نه، باید ایران را در [حصر] اقتصادی قرار بدهی. آدمی که می‌گوید ملی، خودش را ملی حساب می‌کند آن وقت تأکید می‌کند که امریکا این کار را بکند. اینها دارند، یک همچو اشخاصی ذخیره دارند. ممکن است یک اشخاصی خودشان را، اگر ما غفلت بکنیم جا بزنند و یک مقامی را بگیرند. یا در مجلس شورا اشخاصی وارد بشوند که آن اهمیتش خیلی بیشتر است و اصل اساس را از بین ببرند. حالا باید همه شماها، همه خواهرها، همه برادرها، همه قوا باید مجتمع بشوند برای اینکه ما این دو مرحله را هم بگذرانیم. مرحله تعیین رئیس جمهور و بعد هم ان شاء الله مجلس شورای ملی که یک حکومت مستقری، اسکلت حکومت تحقق پیدا بکند، و بعد برویم سراغ اینکه محتوای این باید چی باشد. محتوا الآن یک محتوای غربی تقریباً باید گفت هست. نه غربی غربزدگی! یک غربی وارداتی، یک غربی که این اجناس که خودشان نمی‌خواهند صادر می‌کنند، فرهنگی که خودشان نمی‌پذیرند برای ما صادر می‌کنند. یک همچو چیزهایی است الآن در کار. لکن ما باید حکومتمان را اساسش را درست کنیم. بعد برویم سراغ محتوا در درجه دوم. نه اینکه حالا نباید اصلاً در این کارها دخالت بکنیم نه اینکه نباید فعالیت بکنیم، باید بکنیم. لکن نباید از آن اصل، آن اساس غافل باشیم. گاهی وقتهاست که برای خاطر توجه به فروع، آدم از اصل باقی می‌ماند، عقب می‌ماند. باید کاری بکنیم که از آن اصل عقب نمانیم. اصل قضیه که عبارت از استقرار یک حکومت مستقر تامّی است، اسلامی و صحیح این تحقق پیدا