لشکری یا اشخاص سیاسی کشور واقع می‌شود و ملت حضور ندارند در آنجا. اینها حضور ملت را نمی‌فهمند یعنی چه؛ یا می‌فهمند و از بس که حب جاه دارند و حب مال دارند دست و پا می‌زنند که شاید - شاید در یکصد احتمال یکی - بتوانیم. اینها نمی‌دانند که فرق است ما بین قیامهای سیاسی، قیامهای ملی، قیامهایی که برای آمال دنیایی است با این نهضت اسلامی. نهضت اسلامی ایران ابداً، نه ملیت و ملیتگرایی - خصوصاً، به آن معنای فاسدش - در آن دخالت داشت و دارد و نه احزاب سیاسی و طبقه روشنفکر و این مسائلی که در سایر جاها هست. این نهضت از نفْس توده مردم، از نفْس توده زن و مرد مردم بلند شد و به همان‌طور که مردها وارد میدان بودند بانوان محترم هم وارد بودند، بلکه حظ اینها و زحمات اینها بیشتر از مردها باید گفت بود؛ برای اینکه وقتی که بانوان می‌آیند در میدان، قوه مردها دو چندان می‌شود یا ده چندان می‌شود. مردها نمی‌توانند ببینند که خانمها در میدان آمده‌اند و آنها کنار بروند. یک توده مسْلم، یک 35 میلیون جمعیت - به استثنای چند صد تا آدمهای منحرف - مؤمن به خدا، مؤمن به اسلام، مؤمن به قرآن کریم، یک 35 میلیون هم صدا، با ایمان به خدا و قرآن کریم برخاستند از جا.
در هر خانه‌ای بروید می‌بینید که همان مسائل نهضت هست. تمام حرفهایی که بیشتر بین خانمها هم با هم در مجالس بوده است - به طوری که من اطلاع پیدا کرده‌ام - یا مردها در مجالسشان بوده تمام آن مسائل برگشت یکدفعه به مسائل سیاسی. تمام طبقات کشور؛ زن و مرد و بزرگ و کوچک یکوقت مسائلشان برگشت به مسائل سیاسی. حتی گاهی بعضی بچه‌های کوچکی که در منزل ما هم می‌آیند گاهی اینها هم وقتی که بازی می‌کنند بازی سیاسی می‌کنند؛ یکی‌شان نقش رئیس جمهور را، یکی‌شان نقش مثلاً یکی دیگر را همین طوری. یک همچو واقعه‌ای که در ایران واقع شد این عمقش را باید این اشخاص که نظر دارند بفهمند قضیه چیست؟ در چه موقع بود در طول این پنجاه سالی که خوب، بسیاری یادشان هست یا ده - بیست سالی که همه‌تان یا اکثرتان یادتان هست، چه وقت بود که همان طوری که مردها وارد در میدان نبرد بودند، زنها هم وارد بودند؛ زنها هم جلو می‌افتادند. زنها هم بچه‌های کوچکشان را به آغوش می‌کشیدند و اگر دو تا بود یکی‌اش‌