هم دستش را می‌گرفتند و وارد می‌شدند در تظاهرات و در مقابل این توپ و تانک و امثال اینها. چه وقت در ایران شماها و ما یادمان هست که اینطور انسجام باشد بین گروه‌های مختلف ملت، و اینطور در امور کشوری و سیاسی همه حضور داشته باشند؟ اگر یکوقتی یک قصه‌ای هم در کشور واقع می‌شد حتی مردها هم، یک محله تهران اصلاً، مطلع از این چیزها نمی‌شدند؛ خانمها هم بی‌تفاوت بودند، مردم هم بی تفاوت بودند، آنها هم که مطلع می‌شدند بی‌تفاوت بودند. این حضوری که الآن تمام قشرهای ملت دارند این حضور هیچ وقت نبوده است. همه افراد ملت الآن در مسائل سیاسی و مسائل اجتماعی حاضرند و خودشان را موظف می‌دانند؛ اگر یک مطالبی واقع بشود که برخلاف موازین باشد، اینطور نیست که بی‌تفاوت باشند، مردم کار نداشته باشند، خانمها هم مشغول کار دیگری باشند. خیر، این‌جور نیست. حالا شما خانمها که خداوند تأییدتان کند و شما پاسدارها که خداوند همه‌تان را تأیید کند با هم حاضرید در صحنه. این اشخاصی که خیال کردند که یک کودتایی بکنیم و یک چند نفر را بکشیم و یک مثلاً جاهایی را بکوبیم اینها خیال می‌کنند که یک جاست مرکز، یک محله است مرکز یا چند محله است مرکز. اگر فرض کنیم آن محل، آن محل کوبیده بشود همان طور که در کودتاهای دیگر وقتی آن رأس را می‌کوبیدند دیگر، دیگران کم کار داشتند یا کار نداشتند حالا هم اینطوری است. حالا همه خانه‌ها مرکز است، همه افراد ملت ما سپاه اسلام هستند.
عدم شناخت دشمن از اسلام و جامعه اسلامی
مسئله، مسئله عقیدتی است نه مسئله مادی. خانمها برای اینکه یک چیزی مثلاً دستشان بیاید یا یک فرض کنید که صاحب منصب بشوند نمی‌آیند بیرون، خودشان و بچه‌هایشان را به کشتن بدهند. این اسلام و قرآن است که خانمها را آورده است بیرون و همدوش مردها بلکه جلوتر از مردها وارد در صحنه سیاست کرده. همه خانه‌های این ملت خانه امید ماست. اینها گمان می‌کنند با کوبیدن یک خانه یک نفر را یا صد نفر را یا یک دویست - پانصد نفر را کشتن کارها تمام است. مرد و زن این کشور همه پاسدار