بِالنِیّاتِ‌. (1) ملاحظه می‌کنید که شمشیر دست دو نفر باشد و مثل هم فرود بیاید و مثل هم دو نفر را هلاک کند. یکی از آنها مثل عبادت ثقلین (2) باشد ارزشش، و یکی از آنها طوری باشد که در فساد و در تباهی، قابل ذکر (3) نباشد. اما عمل یک عمل است؛ دست بالا می‌رود و فرود می‌آید و یک نفر را می‌کشد. این اختلاف، مالِ اختلاف خود انسان است. اختلاف روحیات انسان است. و اختلاف قصدهایی است که روی آن قصدها و اغراضی که روی آن اغراض، اعمال موجود می‌شوند. انگیزه اعمال به غایات است. آن چیزی که اعمال را با هم مختلف می‌کند، آن غایاتی است که انسان را وادار می‌کند به اینکه عملی را انجام بدهد، و مراتب حُسن و قبح و مراتب فضیلت و رذیلت هم، روی همین معناست. انگیزه‌هایی هم که در اعمال بشری است اختلافش روی همین معنویات است، و اراده و تصمیم و غایات. یک فعلی می‌بینید که غایتش الهی است و غیر غایت الهی هیچ چیز در آن دخالت ندارد.
استواری انبیا، در مقابل مشکلات
آن عملی که الهی باشد و انگیزه‌ای جز الهیت نداشته باشد، مثل اعمالی که انبیا - علیهم السلام - در تبلیغات خودشان انجام می‌دادند. این اعمال طوری است که هیچ انگیزه‌ای ندارد، الّا خدای تبارک و تعالی. و لهذا انبیای بزرگ در عین حالی که در این تبلیغشان و در این ارشادشان، آنقدر زحمات را متحمل می‌شدند، هیچ یک از این زحمات، آنها را از آن عملی که داشتند سست نمی‌کرد. و باید گفت که هیچ یک از آن زحماتی که ما و به حسب انگیزه‌های بشری به نظر می‌آید که زحمت است، برای آنها اینطور نبود. برای اینکه روی آن مقصدی که آنها حرکت می‌کردند و عمل می‌کردند، آن مقصد به قدری بزرگ بود و به قدری عالی بود که تمام زحماتی که برای آن مقصد متحمل می‌شدند، به نظرشان زحمت نبود. مقصد نظر بود. و لهذا می‌بینید که تمام عمرشان را انبیا صرف‌