است و میزان، آن راه است. انسان، به ما هُوَ انسان، شکست و پیروزی‌اش، معیارش آن راه است، نه طبیعت. اگر ما در آن راهی که داریم - همان راهی که انبیا داشتند - ما هم موفق بشویم که همان راه را برویم، همان‌طور که انبیا - علیهم السلام - پیروز بودند، در آن راهی که راه مستقیم انسانیت است پیروز بودند. ولو اینکه کشته شده‌اند، ولو اینکه آتش زدند بعضی‌شان را، ولو اینکه به زحمت انداختند آنها را، لکن در آن راهی که راه انسان بود همه آنها پیروز بودند، در مقابل آنهایی که طاغوت بودند.
فرعونها و امثال آنها در این راه شکست خوردند. در راهی که راه انسان است، آنها شکست خوردند. اصلش در این راه نیامدند.
دشمنهای انسانیت و اسلام، اصلش شمّ این معنا را نکردند که یک چیز دیگر غیر از این حیوانیت و غیر از این طبیعت هم هست. آنهایی که فهمیدند که مقصد، مقصد الهی باید باشد و ما از خداییم و به او رجوع می‌کنیم؛ انّا للَّه وَ انّا الَیهِ راجِعُون. (1) ما از خداییم. ما کاری انجام نمی‌دهیم، ما همان چیزهایی که خدا به ما داده است در راه خودش [می‌دهیم‌]. اگر مثل انبیا هم فرض کنید، یا در طریق انبیا هم باشیم، این کوردلی است که انسان خیال کند من یک کاری کردم. تو غرق نعمتهای خدا هستی. چشمت از خداست، گوشت از خداست، قدرتت از خداست، دستت از خداست، پایت از خداست، همه از اوست. من نمی‌توانم اسمش را هم امانت بگذارم، باز یک نفسانیتی هست در کار. وقتی همه از او هست، در راه او اگر دادید کاری نیست، این چیزی که از خود اوست در راه خود او. اگر بنا باشد که ما این ارزش انسانی را ادراک بکنیم و این ارزش الهی را ادراک بکنیم، نباید متأثر بشویم از اینکه ما را در تنگنای اقتصادی قرار دادند. تنگنای اقتصادی، هر کاری بکنند راجع به دنیاست، راجع به طبیعت است. ما را در هجوم نظامی قرار بدهند، یکوقت خودشان مستقیماً، یکوقت با ایادیشان. ما نباید از این معنا اصلاً آزرده بشویم. چرا آزرده بشویم؟ ما مأمور خدا هستیم و خدای تبارک و تعالی، همه نعمتها را به‌